یکی بود ... یکی نبود
دسته:گوناگون
57 کاربر

2820 پست

       
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت،
لیک شعری نسرود،
نه که معشوقه نداشت،نه که سرگشته نبود،
مدتی بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

یکی بود ... یکی نبود

گروه عمومی · گوناگون· 57 کاربر · 2820 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥







میتونی هم رنگ جماعت نباشی اما شاد باشی..






دیدگاه  •   •   •  1393/06/6 - 15:40
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥





2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/4 - 15:36
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


دیدگاه  •   •   •  1393/06/4 - 15:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥







سلطان جنگل است دیگر ، گاهی دلش بچگی میخواهد






دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 20:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 20:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


دیدگاه  •   •   •  1393/05/31 - 15:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که کسی از من بپرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدهم : هر آنچه از من بر می آمد!...
دیدگاه  •   •   •  1393/05/31 - 15:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


دیدگاه  •   •   •  1393/05/31 - 13:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


دیدگاه  •   •   •  1393/05/31 - 12:38
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥







سکوت کن
گاهی سبک نشوی ...سنگین تری!






دیدگاه  •   •   •  1393/05/30 - 12:59
+3
صفحات: 1 2 3 4 5 پست بیشتر