...نمکدون...
دسته:موبایل و دانلود
76 کاربر

2057 پست

       
پاتوق همه بچه های بانمک

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

...نمکدون...

گروه عمومی · موبایل و دانلود· 76 کاربر · 2057 پست
ronak
ronak
دانشجوی عزیز...

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم ...

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه ....

در حالی که لبخند روی لباشه !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دوستدار تو : استاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:36
+3
ronak
ronak
شعار انتخاباتی یك لر

1- انتقال برج میلاد به خرم آباد

2- لوله كشی نوشابه به درب منازل

3- افزایش امامزاده ها به سه برابر

4- مسقف كردن كل شهر

5- احداث اتوبان خرم آباد به نیویورك

6- افزایش شبهای جمعه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:34
+3
ronak
ronak
گفتگوی بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن {-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:31
+5
mina_z
mina_z
غضنفر برای بار اول نماز خواند گاوش مرد ، روز دوم نماز خواند الاغش مرد ، روز سوم زنش گفت پیاز نداریم گفت خدا شاهده بلند میشم دو رکعت هم خرج تو میکنم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:23
+8
ronak
ronak
گفتم غم تو دارم
گفتا غمت سرآید

گفتم که نان گران شد
گفتا گران تر آید

گفتم ز نرخ قصاب فریادما بلندست

گفتاکه گوشت کم خور تا حاجتت برآید

گفتم که از گرانی جانم به لب رسیده

گفتا تحملش کن تا جان تودرآید{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:20
+3
mina_z
mina_z
یه [!] و یه لره میرن مکه در حال سنگ زدن به شیطان بودن که [!] به لره میگه : من سنگام تموم شده چیکار کنم؟ لره میگه : کوتاه نیا فحش بده
{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:12
+7
mina_z
mina_z
تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 00:29
+11
mina_z
mina_z
تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 00:21
+9
mina_z
mina_z
تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 00:16
+8
mina_z
mina_z
چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 23:43
+10