David
عاشق اون صحنه ام که میریم رستوران میخواییم حساب کنیم:
یکی بند کفشش بازه
یکی داره دنبال کیفش میگرده
یکی دکمش گیر کرده
یکی دستش تو اون لحظه تو جیبش نمیره
یکی گوشیش زنگ میخوره
اون یکی هم کیفشو تو ماشین جا گذاشته
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه همچین آدمایی هستیم ما
یکی بند کفشش بازه
یکی داره دنبال کیفش میگرده
یکی دکمش گیر کرده
یکی دستش تو اون لحظه تو جیبش نمیره
یکی گوشیش زنگ میخوره
اون یکی هم کیفشو تو ماشین جا گذاشته
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه همچین آدمایی هستیم ما











