یافتن پست: #آرامش

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
در حسرت یک لحظه آرامشم

دلم میخواهد برای یک بار هم

که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 22:32
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:24
+4
-1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 22:51
+4
saeed
saeed

کم توقع شده ام!


نه آغوشت را می خواهم


نه یک بوسه


نه دیگر بودنت را


همین که بیایی از کنارم رد شوی


کافیست...


مرا به آرامش میرساند


حتی...


اصطکاک سایه هایمان.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 22:16
+2
saman
saman

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت، دلگیر مباش


تو با تمام مهربانی هایت زیباترین معصوم دنیایی...


من خدایی را میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان میبارد...


اما یکی سپاسش میگوید و هزاران نفر کفر!


چرا میپنداری باید بهتر از خدا تو را قدردانی کنند؟!


پس نرنج از ناسپاسیشان و برای شادیشان بکوش...


با مهربانی روحت به آرامش میرسد...


تو با مهرت بال و پر میگیری...


خوبی دلیل جاودانگی توست...

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 21:07
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چی قشنگ تر از .. ؟؟
تــــــو رو دوست داشتن
تــــــو رو بوسیـــــــدن ..
کنار تـــــو نفس کشیدن
کنار تـــــو بیدار شدن
کنار تـــــو خوابیـــــدن
لمس دســـــــتان تـــــو
نگاه به چشــمان تـــــو
چه آرامشی داره این زندگی
فقــــط در کنــــــــــار تــــــو . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 21:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه ؟

در آوردن گوشی از حالت سایلنت !

نبردن گوشی به دستشویی و حمام !

از رمز درآوردن اینباکس گوشی !

پاک کردن آثار جرم !

خواب راحت …

زندگی راحت …

آرامش همراه با گریه !

تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد 6 ساعت !.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آرامشم این روزها
مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 16:13
+2
xroyal54
xroyal54
من سکوت میکنم در آرامش زنانگی
و
تو
مغروری
از حس مردانگی
ایمان بیاور بایک انگشت هم میتوانم
روی تمام هویت مردانه ات بالا بیاورم
ایمان بیاور
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 22:15
+4

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟


پسر: آره عزیز دلم


دختر: منتظرم میمونی؟


پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند


پسر: منتظرت میمونم عشقم


دختر: خیلی دوستت دارم


پسر: عاشقتم عزیزم


 


************




بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.


پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.


دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه


به همین راحتی گذاشت و رفت؟


پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟


دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 12:12
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ