ronak
اسمش را هرچه می خواهی بگذار
به همین سادگی اتفاق می افتد می آید
و توی قـــ ــلــــ ــبـــــ ـت آرام می نشیند
و دیگر هیچکس را نمی بینی
حالا تـــــــ ــــــو
اسمش را هرچه می خواهی بگذار...
reza
بر روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالاتر است،
نه بخاطر آنکه خداست
چون می خواهد دستت را بگیرد و آرامش آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست
ali rad
یکنفر در هـمین نزدیکــی ها
چــيزی
به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببــند
یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
reza
ما مـــرد هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!
جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!!
... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم!!!
دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی..
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..
تا تو آرام شوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد نخوان!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان رانسنج!!!
فقط به ما دلت را بده تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!
فقــــط با ماروراست باش تا دنیا را به پایت بریزیم ...
reza
مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت
گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است
که براي يه پروانه خسته بهترين
جاي رسيدن به آرامشه
ronak
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مثل آرامش بعد از یک غم..
مثل پیدا شدن یک لبخند..
مثل بوی نم بعد از باران..
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مــن به آن محتاجم …
ronak
سر انگشتانم که می سوزد...
یعنی وقت نوشتن از توست
بیا در خیالم
آرام بنشین
می خواهم صدای نفسهایت را بنویسم!!!!!!!
ronak
آنكه دستش را اینقدر محكم گرفته ای
دیروز عاشق من بود !
دستانت را خسته نكن ...
محكم یا آرام !
فردا تو هم تنهایی ...