*elnaz* *
باید فراموشت کنم، چندیست تمرین میکنم، من میتوانم میشود، آرام تلقین میکنم. کم کم ز یادم میبری، کم کم زیادم میروی، این روزگار و رسم اوست این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم !
ali rad
تو زن نشدی
برای در حسرت ماندن یک بوسه...
تو زن شدی
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
تو زن نشدی
... ... که همخواب آدم های بیخواب شوی...
تو زن شدی
که برای خواب کسی رویا شوی...
تو زن نشدی
که در تنهاییت، حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی...
زن شدی، تا آغوشی در تنهایی عشقت باشی
☺SAEED☻
تو زن شدی، نه برای در حسرت ماندن یک بوسه ...
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
تو زن نشدی که همخواب آدم های بیخواب شوی ...
تو زن شدی که برای خواب کسی رویا شوی ...
تو زن نشدی که در تنهایی ات حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی ...
تو زن شدی تا آغوشی در تنهایی ِ عشقت باشی ...
milad
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست /
حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست /
بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست .
mah3a
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟
گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم
4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم