یافتن پست: #آرام

مهسا
مهسا
چه درديست در ميان جمع بودن..ولي در گوشه اي تنها نشستن
...

براي ديگران چون كوه بودن..ولي در چشم خود آرام شكستن...
براي هرلبي شعري سرودن..ولي لبهاي خود همواره بستن...
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش...ولي در دل اميد خانه بستن..
به من هردم نواي دل زند بانگ...چه خوش باشد از اين غم خانه رستن...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 17:07
+6
ronak
ronak
خوش به حالتان
ما ایرانی ها در دلمان ماند عشقمان را بدون ترس با چشم بسته آرام بوس کنیم!
ما بر دلمان ماند لحظه ای کسی را که دوس داریم از ته دل در آغوش بگیریم
داغ خیلی چیزها بر دلمان ماند ماند ماند!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:32
+3
sasan pool
sasan pool
آرام بخواب...!

گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو...!

آرام بخواب....!

((گرگ برای خودش شرافتی دارد))

حالا که انسان درنده شده است....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:59
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
آرامتــر تكــانـش دهیــد... مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود... چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد... ... اِحســـاسَـــم استــــ ! تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود خـــــودمــ دیـــدمــ ، كســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــتـــــ.....!!!{-31-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:51
+8
ronak
ronak
در آغوشش میکشی
و محکم میفشاری اش به خودت.....زل میزنی!!!
و به چشمهایش خیره میشوی...به نگاهش ...
آرام میگویی:با من بازی نکن....
و او .......
و او درست همین کار را میکند!...!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:16
+5
ronak
ronak
بانو ...

مرد نبوده ای تا بدانی سرت بر روی بازوانم ...
امنیت تو نیست ...

آرامش من است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:07
+6
Danial
Danial
کیستی که من

این گونه

به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم،

کلید خانه ام را

در دستت می گذارم،

نان شادیهایم را

با تو قسمت می کنم،

به کنارت می نشینم و بر زانوی تو

این چنین آرام

به خواب می روم؟

کیستی که من

این گونه به جد

در دیار رویاهای خویش

با تو درنگ می کنم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 09:17
+3
Behdad
Behdad
وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛

بــا صـدای آرام صـحـبـتــ میکند . . .عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود . . .

حـسـادت زنــانــه میکند . . . چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،

هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !

دوستــ دارد عشقش، از پشتــ ، دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد

... ... چشمانش خــُـمـار میشود.به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد . . .

صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !

زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود و بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد . .
آخرین ویرایش توسط در [1390/12/23 - 09:17]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 00:08
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
گاهی باید آرامش کسی رو فرو ریخت
تنها برای اینکه بفهمه تنها نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 15:40
+5
ronak
ronak
تلخ میگذرد…
این روزها را میگویم
که قرار است از تو …
که آرام جان لحظه هایم بوده ای
برای دلم
یک انسان معمولی بسازم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 14:51
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ