یافتن پست: #ات

ebrahim
ebrahim
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان آبم بیار ! بهم میگه تشنته ؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ، ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:31
+3
amir ali
amir ali
اگه کفشت پات رو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی، دیگه در مورد آزادی شعار نده !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:23
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سه تا مرد داشتند در مورد امور تصادفی صحبت می کردند اولی : زنم داشت داستان دو شهر را می خواند که دو قلو زایید دومی : خیلی جالبه زن من هم سه تفنگدار را می خواند که سه قلو زایید سومی فریادی زد و گفت :خدای من ,من باید زود بروم خانه وقتی از او پرسیدند که چه اتفاقی افتاده گفت : وقتی داشتم از خانه می آمدم بیرون زنم علی بابا و چهل دزد را می خواند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:15
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟ خب لامصبااااااا... حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:13
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
روباهی موبایلی دید به دست گرفت و زود پرید زاغه از بالای درخت گفت پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم. روباه تا موبایل رو داد زاغ گفت: این بجای قالب پنیر سوم ابتدایی!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:08
+1
ebrahim
ebrahim
بابام میبینه که دارم فیسبوک چک میکنم میگه:همش توفیسبوکی!بادوستات می فیسبوکی؟؟! منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ من مارک زوکر برگم، اوضاع کاربران فیسبوک رو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن!!!! بابام گفت دِ نـَـ دِ تواگه مارک زوکر برگ بودی پول شارژ ADSL رو از من نمیگرفتی! گفتم:مگه شماهم دِ نـَـ دِ میدونی؟؟گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فقط تو میدونی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:54
+1
امیرحسین
امیرحسین
تو یه پیتزایی میگم اقا منو لطفا ...میگه منوی پیتزا ؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ منوی گوشیتو بیار میخوام امکاناتشو چک کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:42
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
روز خاکسپاری عمه ام بود دوستام اومدن سرخاک می گن ما هم دعا فاتحه بفرستیم می گم پَ نه پَ من می خونم ctrl +A می گیرم!!!!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:07
+3
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
چشم انتظار من نباش سفر تمومی نداره ** عمر خوشی من و تو دیگه دَومی نداره ** چشم انتظار من نباش قصه به آخرش رسید ** پرنده ی عاشق تو شبونه از قفس پرید ** تو رو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکن ** میون آغوش خودت دوباره پنهونم نکن ت** و رو خدا با گریه هات جون منو به لب نیار ** تو کوله بار سفرم برای من نشون نزار ** نگاتو به جاده ندوز امید به برگشتنی نیست ** نگو چرا میخواهی بری بعضی چیزا گفتی نیست ** چشم انتظار من نباش محاله برگشتن من ** عشقمو از یادت ببر گناهشم گردن من {-35-}{-35-}{-41-}{-41-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 18:38
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بابابزرگ خدابیامرزمو دیشب تو خواب دیدم، گفت تن لش به جای اینکه یکسره بری بنویسی پـَـــ نــه پـَـــ بشین 2تا فاتحه اخلاص برا من بخون .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:54
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ