یافتن پست: #ات

عسل ایرانی
عسل ایرانی
تو صف نونوائی وایسادم یه خانومه میاد بهم میگه:خانوم شما هم نون میخواین؟! میگم:پ نه پ!اومدم تو صف وایسادم نوبتم شه یه سلام به شاطر عرض کنم برم!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:24
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:17
عسل ایرانی
عسل ایرانی
جارو برداشتم برم اتاقم رو جارو کنم مامانم میگه میری اتاقت رو جارو کنی؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زنگ زدم دوستام بیان قسمت 9 هری پاتر رو بسازیم!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:17
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:06
+1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
خواستم برایت گلی بخرم دیدم خودت گلی. گفتم برات کود ،خودشم از نوع حیوانیش بخرم،بخوری بزرگ شی! .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:03
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود انقدر براي غربت تک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد بيچاره آن خروسي که با صداي ساعت شماطه دار از خواب برمي خيزد خوش به حال آن موجود راحتي ،که شيطان برايش درد دل مي کند . سالهاست که کاممان را با حقيقت هاي تلخ شيرين مي کنيم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:51
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:18
+1
mitra
mitra
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن... آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟ آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره... آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟ آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه... آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره... آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد... آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست... آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:12
+2
ebrahim
ebrahim
مــیشه یادتون باشه از اومدن یکی توی زندگیتون ذوق مــرگ نـــشین تا وقتـــی که تنــهاتون گذاشــت و رفـــت دق مـــرگ نـــشین
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:57
+2
ebrahim
ebrahim
خدا رو شکر زمان شاه اینترنت نبود ، وگرنه بابابزرگامون میگفتن یادش بخیر زمان شاه اینترنت با سرعت خداتا میدادن دوزار اونوختـــ باز دل مارو میسوزونــــد با این زمان شاه زمان شاه گفتناش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:56
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ