یافتن پست: #ات

ebrahim
ebrahim
عمــه ی آقای مخابرات اعلام کرد اینترنت ملی هیچ ربطی به اون نداره .. خواهشــــا این همه باهاش ماه عسل نرین ..!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:55
+1
mohammad
mohammad
یکی از دوستانم اومده بود خونمون ، تو اتاقم چشش خورد به گیتار .. گفت : ماله خودته ؟ گفتم : پــ نـــ پـــ ماله محسن یگانست اومده بود پیش من تمرین کنه یادش رفته ببره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:51
+3
mohammad
mohammad
مامان اومده تو اتاقم.میگم وایسادی کولر رو روشن کن.میگه:گرمته؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ روشن کن ببینم اخبار چی میگه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:43
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
باز هم براي تو مي نويسم ،براي تو و براي قلبي كه براي تو مي زنه،دوست دارم برات بنويسم.دوست دارم كه بيشتر بدوني چقدر دوستت دارمولي كجاست حروفي براي نوشتن از تو؟اي عزيز تراز جان من ..من كلماتم را در وجود تو جاگذاشتم .تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم ؟وقتي اشك نمي گذارد. اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تار عشق مي اندازد.بگو چگونه درك كنم لحظات عاشقي را؟بگو چگونه بعد از اين تحمل كنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن لحظات تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به ........؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:55
رضا
رضا
خداحافظ گل نازم،کاشکی مهربون نبودی میدونم سخته جدایی،آخه عادت کرده بودی بعد من خودم میدونم،..................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:41
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
كاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گياهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد بسراپای تو لب می سودم كاش چون نای شبان می خواندم بنوای دل ديوانه تو خفته بر هودج مواج نسيم می گذشتم ز در خانه تو ... كــاش چون ياد دل انگيز زنــی می خزيدم به دلـت پر تشويش نــاگهان چشــم ترا می ديدم خــيره بر جلوه زيبائی خويش كــاش در بســتر تنهائــی تو پيكرم شمع گنه می افروخت ريشــه زهــد تو و حسرت من زين گنه كاری شيرين می سوخت كاش از شاخه سرسبز حيات گــل انــدوه مــرا مــی چيــدی كاش در شعر من ای مايه عمر شعلــه راز مـــرا می ديــــدی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:27
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گاهي عشق در بلنداي اسمان گره ميخورد و چنان اوج ميگيرد که گاه با عشق هاي زميني به رقابت بر ميخيزد به ماجراي جذاب و شنيدني فيليس و ديويد که براي گذراندن تعطيلات مسافرت ميرفتند توجه فرماييد انان پس از اين که در هواپيما نشستند ديويد از جا برخاست و با مهمان دار هواپيما در باره ي دختر مورد علاقه خود به طور پنهاني به گفتگو پرداخت و نقشه خواستگاري خود را از فليس که او در هوا پيما بود در ميان گذاشت طولي نکشيد که خلبان هوا پيما با بلند گو اعلام کرد خانم ها و اقايان به هواپيما خوش امديد ما در ارتفاع 32 هزار پايي هستيم در ضمن لازم است بدانيد اقاي صندلي الف 24 علاقه مند است با خانم ب 24 ازدواج کند تمام مسافران هواپيما دست زدند مهماندار به انان تبريک گفت بدين ترتيب فليس با دريافت حلقه نامزدي از ديويد رسما در فراز اسمان با يکديگر نامزد شدند تا زندگي اسماني خود را اغاز کنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:10
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
میرسد روزی که بی هم میشویم! یک به یک از جمع هم کم میشویم! میرسد روزی که ما در خاطرات ... موجب خندیدن و غم میشویم گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق ... میرسد روزی که بی هم میشویم...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 18:49
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:15
behnam
behnam
بـــــــــــویِ شــــــــــــــــــــومِ امتحان آید همی!!! بـــــــــــویِ صــــــــــــــــــــــفرِ مهربان آید همی!!! ما ز تعلیم و تعلم خسته ایــــــــــــــــــــــــــــــم!!! دل خود را به تقلب بسته ایـــــــــــــــــــــــــــــم!!! **ایام سوگواری امتحانات بر تمامیِ دانشجویان عزیز تسلیت باد** یلدا ت.م
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ