یافتن پست: #ات

saman
saman
در CARLO

درجات دهگانة ديوانگي:
1- گيج
2- خنگ
3- پپه
4- يول
5- اسکول
۶- شاسکول
7- گاگول
8- نفهم
9-جعفر
10- اسمت چي بود؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/05/14 - 13:39]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﺗﻮ ﻛﺮﺩﻥ ﺷﻴﺮﺍﺯﻱ :
ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﯿﻦ ﻛﻪ ﺍﺗﻮ ﻧﻤﺨﻮﺍﺩ !
ﭘﺎﻳﻴﻦ ﭘﻴﺮَنو ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﺍﺭ !
ﺁﺳﺘﻴﻦ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺍﺗﻮ ﻣﻴﻜﻨﻪ؟
ﺟﻠﻮﺷﻢ ﻛﻪ ﺻﺎﻓﻪ !
ﭘﺸﺘﺸﻢ ﻛﻪ ﺍﻼﻥ ﻣﻴﺮﻡ ﺗﻮ ﺧﻂ ﻭﺍﺣﺪ ﻟﻢ ﻣﻴﺪﻡ ﺑﻪ
ﺻﻨﺪﻟﻴﻮووو ﺻﺎﻑ ﻣﻴﺸﻪ !
ﻭﻭﻱ ﺩﻳﺮﻭﻡ ﺷﺪ ﭼﻘﺪ ﻛﺎﺭ ﻛِﺮﺩَﻡ =))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:29
+1
saman
saman
در CARLO

دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها که بدست آوردنشان سخت و نگه­داشتنشان سخت تر است. پس لطفاً در حفظ و نگهداری من کوشا باشید!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:24
+1
31wa44jk055d8
31wa44jk055d8 (مسدود)
سلام. من 31wa44jk055d8 هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻮ ﺍﻋﻼﻣﯿﺖ ﺯﺩﻥ ((ﺟﻮﺍﻥ ﻧﺎﮐﺎﻡ ))
ﺭﻓﯿﻘﺎﺕ ﺑﺘﻮﻧﻦ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻨﺪﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻥ !!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:24
+1
saman
saman
در CARLO

اگر می­بینی اینقدر دوستت دارم... اگر می­بینی فدات می­شم... اگر می­بینی تو دنیا با هیچ کس عوضت نمی­کنم...


باور کن اکس خوردی تو توهمی!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:25
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وآندر ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم دادند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال

که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

هاتف آن روز بمن مژده این دولت داد

که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد

اجر صبریست کزان شاخ نباتم دادند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:05
+6
saman
saman
در CARLO

یه نقطه قرمز که توی آسمون حرکت می­کنه، می­دونی چیه؟


قلب من که برای تو پرکشیده؟


نه! یه مگسه که ماتیک زده!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:02
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبول

بنده پیر ندانم ز چرا آزاد نکرد

کاغذ این جامه به خرابات بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد درین کوه که فریاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز چمن مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید از پیک صبا از تو بیاموزد کار

ز آنکه چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خدا داد نکرد

مطر با پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه شد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقی است سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 10:59
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ