♥ نگار ♥
وارد هــر رابطه ای نشین
الکـــی امیدوار نکنید... الکـــی دلخوش نکنید
الکـــی بهش نگین رسیدی تک بزن
مواظب خودت باش
الکـــی اسمشو با لوندی صدا نکنین که طرف بگه جـــــونم
هی نگید مــوش مــن
پیشـــی من و عشــــق من اینا…!!!
اون داره حرفاتو باور میکنه
داره بهت وابسته میشه
اما تو داری باهاش بازی میکنی…!
نکن عزیزِ من , احساس یه انسان رو نابود نکن
برای سرگرمی و تکیه کلامت …!
♥ نگار ♥
زمان ما ،
وقتی بعد از صد سال به کسی می گفتیم : " مواظب خودت باش ! "
یعنی عاشقش بودیم . . . دوستش داشتیم . . .
برایمان مهم بود . . .
و او نیز می فهمید ذره ذره احساسمان را !
امروز . . .
همه می گویند بی یکدیگر می میرند !
اما . . . یک دقیقه بعد حیاتی دوباره می یابند
با هر کسی که از راه برسد ! ! !
میلاد تهرانی
♥ نگار ♥
لازم نیست فقط مخصوص قشر خاصی باشه
جذابیتش برای سن و سالی باشه
برا جلب توجه دست رو جای حساسی باشه
کار من نیست من بیشترم
با سلیقه ی هرکس اختلافی داشته باشه
با عقیده های شخصی بخواد شاخ به شاخ شه
پُره فحش و حرفایی ناسزایی باشه
کار من نیست من بیشترم
یچیزی اختراع شه که نه سیاسی و نه احساسی و نه اجتماعی باشه
بدون اینکه اسم هیچ غذایی باشه
باعث شه یه جایی یه اشتهایی وا شه
یه دوایی باشه خوابیده بیدار شه پاشه
هرکسی برا خودش کس خاصی باشه
یه قهرمانی باشه
که تنها هدفش تو زندگی اینه که رکوردش خودش جا به جا شه
با این رشته کلید شاید یه درایی وا شه
هزارتا قصه بی اینکه داستانی باشه
یه طرز فکر پُر و بی اعتراضی باشه
جا خبرنگاری چیز خبرسازی باشه
چرا توشب از تاریکی قصه هایی باشه
خوبه تو این قصه یه چراغی باشه
تو زیرزمینش پله هایی واشه
واقعیت تلخه تو قصه عشق و حالی باشه
بدون ایهام و قافیه ی خاصی باشه
همچین چیزی باید خیلی لوس و عادی باشه
شایدم یه درصد یه کار استثنایی شد
میگفتن نمیشه ، نمی شد
♥ نگار ♥
پدرم میگه :
برنامه ریزی پشه ها رو دیدی ؟
شبا بیدارن ، روزا خوابن !
برنامه ریزی مگسا رو دیدی ؟
روزا بیدارن ، شبا خوابن !
حالا تو حتی اندازه این حشرات هم برنامه ریزی نداری!
شبا فیس بوک
روزا وایبر
.
.
.
احساس حقارت عجیبی بهم دست داده خدارو شکر لاینو نمیدونست .
♥ نگار ♥
عشقبازی به همین آسانی ست...
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حرّاج کنی
رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
♥ نگار ♥
به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسشه......
به سلامتی اون سربازی که امشب شب اول خدمتشه.....
به سلامتی اون اعدامی که امشب شب آخرشه و حالش دیدنیه..
به سلامتی اونی که تو صف اهدای عضوه و نفسای آخرشه...
به سلامتی مادری که جلو در اطاق بچشه ولی شب اول مرگشه...
به سلامتی اونی که عشقش با یکی دیگه رفته ولی هنوز منتظر برگشتنشه....
به سلامتی اونی که خنجر از پشت میخوره ولی میگه سرش سلامت خنجر تو دست رفیقمه....
سلامتی همه اونایی که امشب احساس غم دارن..
سلامتی همه اونایی که امشب چشم به راه دارن..
♥ نگار ♥
آدمها می آیند و با لجاجت می گویند :
بی احساس نباش ..
با تمام وجود عاشقت می کنند و می روند ..
وقت رفتن می گویند :
احساساتی نشو ..
کمی منطقی باش ...!
♥ نگار ♥
یادمه خیلی تعصبی و غیرتی بودی....
الانم هستی؟؟؟؟
کجایی که ببینی کسی ک قراره به عنوان همسر آیندم انتخابش کنم از هم آغوشی با من حرف میزنه....هاااا؟؟ کجایی نامرد؟؟
کجایی که برام غیرتیشی؟؟کجایی که خون راه بندازی که نباید عروس کسی دیگه بشم؟؟!!
کجایی لعنتیییییییییییی؟؟
کجایی که ببینی لج کردم با خودم با تو...هه...هرچند برا تو که مهم نیس...
کجایی که ببینی یکی عاشقمه جونشو واسم میده
میخواد خوشبختم کنه ولی تو با منو احساسم بد کردی کاری کردی که از عشقو عاشقی بترسم اما من ی دخترم با احساساتم زندم باز عشقو تجربه میکنم...اون کسی که عاشقمه رو اونقد خوشبخت میکنم که هر روزت بشه حسرت خوردن که چرا از دستم دادی...