یافتن پست: #ادم

saman
saman
در CARLO
یادمه بچه گی هام شوهر خاله ام همیشه می گفت: تو یه چیزی میشی ... تو یه چیزی میشی ... واقعا سق سیاهی داشت و چشم شوری که بعد از این همه سال هیچی نشدم ... همه ما آرزوهایی داشته ایم یا داریم که به آنها نرسیده ایم یا هرگز نخواهیم رسید. 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 16:47
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مهم نیست کجای دنیا باشیم
فقط مهم با تو بودن است
هر جا تو با من باشی شادم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 16:18
+4
be to che???!!
be to che???!!
ﻋﺎﻏﺎ ﯾﻪ ﺳـﻮﺍﻝ : ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺸــﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﻔﻬﻤـــﻦ ﺩﻭﺳﺸــــــﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾـﻢ ... ﻭﻟﻤــــﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨـﻦ ﻣﯿــــــﺮﻥ ﻋﺎﯾـــــﺎ ؟؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:27
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


سبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنــت ، تا که یادم باشد روزی اینجا بودی… نزدیک تر از من به خودم…!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:33
+4
roya
roya

امشب بی دلیل به اندازه ی یک دنیا می خواهم که ببارم

می خواهم که باز ورق بزنم روزهای  انسان بودنت را



بی رحم



چه بودی و چه شدی...؟؟



امشب بی دلیل فریادهای بی صدایی در گلوی من خاموش می شود



امشب بی دلیل باز یاد تو بودم



بی انصاف بس است دیگر



تصمیمت را بگیر که از یادم بری...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 10:26
+3
roya
roya

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه!!!


ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست ،


لبه ی تیزش دست کسی رو که شکستش نبره...!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 10:25
+3
roya
roya
وقتی رفت گفت تو را ھم میبرم،،
با خوشحالی پرسیدم کجااااا...
گفت:از یادم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 10:21
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سلام ، حال همه ما خوب است ، ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
.
با این همه عمری اگر باقی بود ،
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
نه این دل ناماندگار بی درمان
! تا یادم نرفته است بنویسم ،
حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
.
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است
اما تو لااقل ،
حتی هر وهله ، گاهی ، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا ، شبیه شمایل شقایق نیست !
راستی خبرت بدهم ؛ خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده ،
بی پنجره ، بی در ، بی دیوار . . . هی بخند
! بی پرده بگویمت ،
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحضه یک فوج کبوتر سپید ،
از فراز کوچه ما می گذرد
باد بوی نامه های کسان من می دهد یادت می آید
رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری ! ؟
نه ری را جان !
نامه ام باید کوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آینه ،

از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است امـــــا تـــــو بــــــاور مــــــکـــن ! ! !

1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 01:27
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
  • AsiyE (21 رای و 63.63.. درصد )
  • xroyal54  (12 رای و 36.36.. درصد )
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/05/12 - 00:26]
14 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:25
+20
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از همه‌ی زندگی‌ام – در یادم فقط پاییزی است
دمی‌که  از میان پنجره‌ی خیس از باران
نگاه می‌کنم و می‌بینم
راهی روان به دوردست
بر راهمی‌یابم جاپایی عمیق در این جاپا
خانه‌ای می‌سازم
در این خانه- می‌کارم سرخس کودکی ام را بر این سرخس-
رؤیای شکوفه‌ای رخشان می‌بینم بر این شکوفهقطره‌ای می‌بینم در قطره-
دوباره چهره‌ی قدیمی ‌را باز می‌شناسم
در این چهرهمی‌شنوم صدای خودم را...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:43
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ