یافتن پست: #ادم

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 22:57
+9
saqar
saqar
در CARLO
رفیقم بهم اس داده:
S ysery s jok vlov bfrs ajijm
بعد از نیم ساعت تفکر واسش اس دادم میگم اینیکه فرستادی یعنی چی؟؟ فرستاد:
Salam ye sery sms jok va lovey befrest azizam!!
خو لامصب مگه پای بیسیم تو عملیاتی که داری رمزی میگی!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 18:57
+4
saqar
saqar
در CARLO
شير نري دلباخته‏ي آهوي ماده شد.
شير نگران معشوق بود و مي‏ترسيد بوسيله‏ حيوانات ديگر دريده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا يك بار كه از دور او را مي نگريست،
شيري را ديد كه به آهو حمله كرد. فوري از جا پريد و جلو آمد.
ديد ماده شيري است. چقدر زيبا بود، ...
گردني مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايي ماده شير شد.
و هرگز نديد و هرگز نفهميد كه آهو خورده شد…
نتيجه اخلاقي : هيچ وقت به اميد معشوقتون نباشيد !! و در دنيا رو سه چيز حساب نكنيد اولي خوشگلي تون دومي معشوقتون و سومي را يادم رفت. اها اينكه تو ياد كسي بمونيد وقتي لازمه .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 16:45
+2
saman
saman
صدایت میزنم ...


پرستوها لال میشوند .


نگاهت میکنم ...


شب رنگش را به چشمان تو میبخشد .


دست هایت را


میگیرم ...


خورشید جلوی پاهای من زانو میزند .


در آغوشت آمدم ...


دیگر ادامه ی شعر یادم رفت....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:51
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/5 - 15:16]
14 دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 14:42
+5
parisa
parisa
دروغ می گفت........
دیگری را دوست می داشت...
بارها از او پرسیدم دوستم داری می گفت:آری
آخر از پای شکیبایی افتادم گفتم راستش را بگو هرچند هم که سخت باشد تو را خواهم بخشید...
آیا پای یکی دیگر در میان است؟
کمی چرب زبانی کرد و در آخر گفت: آری
گفتم تو سال ها به من دروغ گفتی این بار من به تو دروغ می گویم:
تورا هیچ وقت نخواهم بخشید
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 21:11
+2
مهسا
مهسا
بعضی ها..
بعضی ها..........
بعضی ها را..............
عجیب از می اندازد.......!
فقط یک به هم زدن کافیست....
برای از ….....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 20:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 16:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه هاااااا قاطی کردم رفت داشتم دنبال فلشم می گشتم تا آهنگ بریزم توش دیدم نیس اومدم گوشیمو برداشتم صفحه شماره گیریو اوردم یهو یادم افتاد نمیتونم به فلشم زنگ بزنم
به نظرتون حالم بده ؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/3 - 19:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلویزیون داشت می گفت کودک لطیف است با آن به درستی برخورد کنید !
در راستای مسخره بازی به مامانم میگم : ماماااان من لطیفماااا …
مامانم : عزیزم تو دیگه از لطافت دراومدی کثاااافط شدی !!!
به نظر شما آلبوم دادم بیرون اسمشو چی بذارم ؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 20:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ