یافتن پست: #ادم

تنها
تنها
یکی تعریف می کرد که -------------------------- سرکلاس آسیب شناسی روانی استادهربیماریه روانی ای رو که توضیح میداد من یاد یکی ازاعضای فامیل میفتادم !!{-16-}{-16-}{-16-}{-16-}{-16-}{-16-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 21:40
+5
تنها
تنها
دیشب با دوستم رفته بودم رستوان.... روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،ا تفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین.... دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن ،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم ..... ..... "خیـــــــلی پستی"
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 21:17
+4
رضا
رضا
گذر عمر طی شد این عمر تو دانی به چه سان ؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این و خودم می دانم که نکردم فکری.............
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:41
+3
رضا
رضا
کنار هر قطره ی اشکم هزارتا خاطره دفنه انقدر خاطره داریم که گویی قدر یک قرنه گلو می سوزه از عشقت...........
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:56
+4
mina_z
mina_z
بچه ها من یک گروه تشکیل دادم به نام پایه های مهمونی اونایی که پایه تفریحات سالم هستن عضو بشن ممنون لطفا لایک بدید
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:57
+9
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:18
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیشب رفته بودم خونه خواهرمینا ، دختر خواهرم یه نقاشی رو بوم کشیده بود خیلی قشنگ گفتم خودت کشیدی ؟ گفت پـَـ نـَـ پـَـ دادم پیکاسو بکشه جوونا هم خودی نشون بدن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:17
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:31
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی. یارو میگه دومیش چیه؟ دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!{-33-}{-33-}{-33-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:03
+7
ebrahim
ebrahim
رفته بودم بیرون دیدم یه پسر بچه 5-6 ساله داره گریه میکنه. رفتم جلو گفتم : آخی آقا پسر گم شدی؟! دیدم خودشو جمو جور کرد گفت : پ نه پ یاد آخرین خطبه ی آقا افتادم، یه آن بغضم گرفت......!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ