یافتن پست: #از

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمام خوبان، سری هنوز سودای دلنشین نخستین و آخرین! عمرم گذشت و توام در سری هنوز ای نازنین درخت نخستین گناه من! از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:53
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

قاصدک غم دارم ،
غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من
همه از خویش مرا می رانند همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
قاصدک دریابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم غم به اندازه سنگینی عالم دارم قاصدک غم دارم
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی قاصدک حال گریزش دارم می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست میگریزم به جهانی که مرا ناپیداست شاید آن نیز فقط یک رویاست!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:46
+3
nasim neshati
nasim neshati
بابا چشام درد گرفت :از بس میشینی پای کامپیوتر

سرم درد گرفت  از بس میشینی پای کامپیوتر

حالم بده از بس میشینی پای کامپیوتر

گور پدر این زندگی من گشنمههه  از بس میشینی پای کامپیوتر

:)))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:46
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین از وقتی یانگوم از آشپزخونه به بیمارستان منتقل شده دربار پادشاه بیشتر از غذا دارو و جوشونده و ... میخورن؟!
والا ما رو اسکل کردن با این فیلماشون !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:43
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخر کلاس اشتباهی به جای این که بگم خسته نباشید برگشتم به استادمون گفتم سلامت باشید.اونم جواب داد:عافیت باشه...!!!
حالا سوتی منو بی خیال این استاده اون وسط عافیت باشه رو از کجا اورد؟!
اصن یه وضعی.!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یعنی اگر اون خواننده‌ی گرامی توی اون آهنگ معروف
هر چی دلت میخواد ببر ... گیتار با خودت نبر
به جای گیتار از کلمه‌ی مودم استفاده میکرد جای اینکه مسخره‌ش کنیم با آهنگش گریه هم میکردیم !
واللا ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره اومده تو اسباب بازی فروشی برگشته میگه:
_این پلنگ صورتیتون رنگ بندی نداره؟
_ینی داغون شدماااااا!داغون!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:35
+3
saman
saman

این که جز عشق هیچ نیست


تنها چیزیست که از عشق می دانیم


همین کافیست


بارِ کشتی باید


به قدرِ گنجایشِ آن باشد.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:07
+3
saman
saman

داد درویشی از سر تمهید


سر قلیان خویش را به مرید


گفت از دوزخ ای نکو کردار


قدری آتش به روی آن بگذار


بگرفت و ببرد و باز آورد


عِِقد گوهر ز دُرج راز آورد


گفت در دوزخ آنچه گردیدم


درکات جحیم را دیدم


آتش هیزم و زغال نبود


اخگری بهر انتقال نبود


هیچکس آتشی نمی افروخت


زآتش خویش هر کسی می سوخت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:52
+3
saman
saman

ای زندگی تن و توانم همه تو


جانی و دلی ای دل و جانم همه تو


تو هستی من شدی از آنی همه من


من نیست شدم در تو از آنم همه تو

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:47
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ