یافتن پست: #از

afsaneh heidari
afsaneh heidari
آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه، خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:45
+6
mah3a
mah3a
رای خود هر روز فلسفه می بـــافیم و از آن کلاهی بر سرخود میگذاریم تا بگـــوییــم :

حالمــان خوب است . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:41
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
بهار آمد تا بگوید :

حتی اگر نمی شود که همیشه سبز ماند ،

ولی می توان دوباره و دوباره و دوباره ،

سبز و پر شکوفه و پر از جوانه شد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:36
+4
Alireza
Alireza
شب عروسی لره بهش میگن بابات مرد
میگه:حالا این مسخره بازی بابا منو نیگا
آخرین ویرایش توسط Belondy در [1390/12/26 - 17:41]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:35
+3
mah3a
mah3a
این روزها

احساس بـچـه اي رو دارم

كه رفـتـه تـو كــوچــه تــا بـازي كـنــه

ولـي كــسـي بـازيــش نـمـيــده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:30
+4
mah3a
mah3a
بهار شد
بگو از کجا فهمیدم؟
چون گیج منگول میزنی چی بپوشی بری بیرون
سرد؟گرم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:27
+4
ramin
ramin
زندگی مثل یه دیکته است، هی می نویسی، هی پاک می کنی. هی غلط می نویسی، هی پاک می کنی. غافل از اینکه... ازرائیل داد می زنه برگه ها بالاااااا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:25
+5
payam65
payam65
عشق چیری نیست جز بارانی ازغم پشت یک لبخند
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:16
+3
Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.

شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.

شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.

ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.

کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.

گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.

مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛

- مردی که به حرف زنش گوش می کند.

- زنی که گوش مردش را می کشد.

- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.

نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.

همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:16
+6
Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.

زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.

زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.

زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.

زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.

زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.

زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.

زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.

زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.

زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.

زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.

زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:12
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ