یافتن پست: #از

سحر
سحر
این سیاره چندی قبل توسط تلسکوپ هابل عکسبرداری شده و به گفته ناسا احتمال برخورد این سیاره به زمین وجود دارد و با این عکس تا حدودی ثابت شده که واقعه 2012 واقعیت دارد . این سیاره تا قرنها در ابری از غبار پنهان شده بود و هم اکنون با تاثیر گرفتن از جاذبه زمین با نهایت سرعت به سمت زمین در حال حرکت است . اگر شما هم مثل من احساس خطر کرده اید باید بدانید که شوخی کردم این سیاره نیست و یک ماهی تابه هستش !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:15
+6
Pedram
Pedram
دهه 50: خدایا کمک کن ؛ انقلاب پیروز بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 60: خدایا کمک کن ؛ جنگ تمووم بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 70: خدایا کمک کن ؛ کشور رو بازسازی کنیم تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 80: خدایا کمک کن ؛ اصلاحات انجام بشه تا ما خوشبختم بشیم !
دهه 90: خدایا قربون دست ات ! هیچ کاری نکن فقط ، از این بدبخت تر نشیم !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:06
+3
ronak
ronak
سلامتي اونايي که از هر انگشتشون يه هنر ميريزه...
ميرنجونن..
ميسوزونن..
ميشکونن..
له ميکنن .. ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:06
+7
mitra
mitra
به خانه می رفت
با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی ؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز؟
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد
به دنبال آن چیز
که در دل پنهان کرده بود
تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
و خندیده بود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:00
+5
ebrahim
ebrahim
گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه براش زنگ زدم بهش میگم:
- گوشیم تو ماشینت جا مونده
میدونم
- زنگ خورد جواب ندیاااا !
اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم...
- خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد؟... ...
نه فقط الهام اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه
- :o واسه چی اینو گفتی ؟ :|
چون قبلش به طناز قول دادم برین خرید!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:43
+6
ebrahim
ebrahim
پسر کوچک به پدرش گفت:«پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...»
از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ... !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:25
+4
ronak
ronak
هي ... با توام
ميداني براي گذر از دوستت دارم به دوستت داشتم چه زجري کشيدم؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:24
+6
ronak
ronak
قول داده امــــ
هنگامــــ شنیدن نامتـــ بی خیال باشمــــ !
از اینــــ قول در گذر !
چرا که با شنیدن نامتــــ
صبر ایوبـــــ را کمــــ دارمــــ
برای فریاد نزدنــــــ !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:11
+7
ronak
ronak
بیزارم از این خوابــها
که هر شب مرا به آغوش " تـــو" می آورند
و صبح ...
با اشک
از " تـــو" جدایم می کنند ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:05
+6
sasan pool
sasan pool
و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و در آخر همه را فراموش کنم !!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 12:40
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ