یافتن پست: #از

reza
reza
لطافت و سرسختی را به روش آب بیاموزید


دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...

اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،

فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه

امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...

آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،

به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود

لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.

اما آب.... راه خود را به سمت دريا می يابد.

در زندگی، معنای واقعی

سرسختی، استواری و مصمم بودن را،

در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.

گاهی لازم است كوتاه بيايی...

گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست

و عبور کرد

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...

گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوزي که نبینی....

ولی با آگاهی و شناخت

درنهایت بخشیدن را خواهی آموخت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 16:04
+4
نیوشا
نیوشا
صرف بعضی از فعلها سنگین است خیلی سنگین

رفتن را صرف کن

رفتن را که صرف میکنی حالت از هرچه ادبیات است بهم میخورد
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:59
+6
-1
reza
reza
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن حرمت ها شکسته میشه هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش محبت نکن تبدیل به وظیفه میشه .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:57
+5
ronak
ronak
"دُنـیـایـــِ مـَجـازیــــ" شـلـوغ تـریـنــ سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی استـــ... بـا هـمـه کَســـ هستـی و بـا هیــچــ کـَســـ نـیـسـتـیـــ !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:47
+9
ronak
ronak
بــــخـدا دلــﮧ سنگــــ نیـس
احســاسمــﮧ ایــن .. پـاتــُـ از روـش بـــردار
لــﮧ کــردیــش
مردونگــــیت بهمـ ثــابــت شــد
بسـﮧ دیگــﮧ ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:31
+11
سحر
سحر
انصافا بلد بودي يا نه ؟؟؟
ابزار جدید فیسبوک:
نمایش بازدید کنندگان پروفایل شما از ابتدا ساخت اكانت يا همين الان
با زدن همزمان این دو دکمه...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:10
+6
ronak
ronak
{روزی که فلک جسم مرا خاک کند

حیف است شکایت از جوانی نکنیم}

بنویســ سنگـ تراش بنویس بروی گورمــ بنویســ
که جوانی خفته
زیر این سنگـ
برفتست جوانیـــ
که نکردست جوانیـــ
بنویســ سنگ تراش بنویســ از دل خاکــ
که جوانی همه رفتــ
بنویســ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:06
+7
سحر
سحر
من و تو شباهت های متفاوتی با هم داریم :هر دو شکستیم ؛
تو قلبم را ، من غرورم را . . .

هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای

تو . . .
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم . . ....

و در آخر

هر دو پی بردیم ؛
تو به "حماقت" من ، من به "پست" بودن تو . . .

آری این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر می شوند..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:05
+4
mitra
mitra
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

سهراب
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:02
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
برای کسی که رفتنی است ,

راه باز کنید ،

ایستادن و منتظر ماندن ابلهانه ترین کار دل است...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 14:35
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ