یافتن پست: #از

mah3a
mah3a
نام بلندترین برج دنیا،برج زهرماراست که گاهی انسانها برای دیگران میسازند..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:47
+5
mah3a
mah3a
احساس بچه ای رو دارم که رفته تو کوچه تا بازی کنه ولی کسی بازیش نمیده ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:45
+5
mah3a
mah3a
جامعه ای که بکارت دختران افتخار پدران و حذف آن آرزوی دختران

و برادران فکرهایشان به اندازه ی آغوششان است.

سخت نیست باورش که تعداد رابطه های تجربه شده افتخار میشود

و از دخترانی که شب خواستگاری آنقدر نجیب میشوند،

که عفت صداقت را یکجا....
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:43
+4
mah3a
mah3a
میازار موری که دانه کش است... شعر نشون میده ایرانی ها از قدیم کرم داشتن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:42
+3
سحر
سحر
مردي ؟؟
هر چقدر مغرور!
هرچقدر صادق!
هر چقدر ساده!
هرچقدر جذاب!
هر چقدر مکار!
درست...
اما گاهی برای داشتن یک یار همراه همدم خوب باید زانو بزنی وابراز عشق کنی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:35
+8
-1
ali rad
ali rad
غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:32
+5
ali rad
ali rad
این روزها می گذرند،


ولی من از این روزها نمی گذرم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:14
+5
mah3a
mah3a
والــدیــــن گـرامـــی‌ ...
اگر دخترتون هنگام خوندن اس ام اس ،یک لبخندِ احمقانه رو صورتش نقش میبنده ...
اون اس ام اس از دوست پسرشه ...
قلم پاشو میتونید خورد کنید.
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+4
mehdi
mehdi
متنفرم از خاطره‌هایی که وقتی بهشون فکر می‌کنم میگم: وای من چقدر احمق بودم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+4
ebrahim
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:10
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ