یافتن پست: #از

ali
ali
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام

ببخش اگر دستانم ،

براي نگاه داشتنت كوچك بود

ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي

و ديگر براي هيچ جا نبود



اكنون كه مرده ام مرا ببخش

اكنون كه عاشقم مرا ببخش

ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هايت كه عاشقم كرد

و به خاطر تمام اشكهايم كه گرفتارت كرد

ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هايت زياد شد



اكنون كه ديگر نيستم مرا ببخش!

اكنون كه از ياد برد ه اي با تو زيسته ام مرا ببخش

مرا ببخش اگر نامت را زياد مي خواندم

و يا اگر زياد در پيش تو مي ماندم

آنقدر كه حوصله ات را سر ميبردم ..



اكنون كه نمي خندم مرا ببخش ...

اكنون كه ديگر هيچگاه اشكي ندارم مرا ببخش!!



ببخش اگر نترسيدم خدا هم فراموش كند مراقبت باشد و نگفتم : خدا نگهدارت!



مرا به خاطر تمام نا گفته هايم ببخش

اگر نگفتم تا قيامت به اميد ديدارت ..



اكنون كه من به قيامت دل بسته ام

ديگر مرا ببخش !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:44
+2
ali
ali
سال هاست که تو رفته ای

از این دیار...

و من

مجنون وار سر به بیابان گذاشته ام

اما پیدایت نکرده ام

حالا ده سال از آن تاریخ گذشته است

برای خودم کسی شده ام!!

اگر به کسی نگویی

دیری است که رئیس اداره مجنونانم...!

و امروز دستور دادم

چشم هایت را

روی دیوار نقاشی کنند

تا دیگر به فکر فرار نیفتی!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:42
+1
ali
ali
ز این شب های بی پایان،
چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم
نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم
و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
دریغ از لکه ای ابری که باران را
به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند
نه همدردی،
نه دلسوزی،
نه حتی یاد دیروزی...
هوا تلخ و هوس شیرین
به یاد آنهمه شبگردی دیرین،
میان کوچه های سرد پاییزی
تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن
که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم
ببار امشب!
من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.
ببار امشب
که تنها آرزوی پاک این دفتر
گل سرخی شود روزی!
ودیگر من نمی خواهم از این دنیا
نه همدردی،
نه دلسوزی،
فقط یک چیز می خواهم!
و آن شعری
به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:41
+2
ali
ali
صدای قدم هایت...
صداي قدم‌هايت را هنوز هم مي‌شنوم.!..

آن‌روزها عاشقانه با هم گام برمي‌داشتيم.

شب‌ها ستاره بوديم در آسمان، .. و هر صبح مي‌رفتيم تا رسيدن به خورشيد.

آن‌روزها در کنار هم، به شماره‌ي قدم‌هامان فکر نمي‌کرديم.

آن‌روزها هيچ‌چيز اهميت نداشت!!!!!!! هيچ‌چيز به اندازه‌ي تو اهميت نداشت.!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:39
+2
hamidreza
hamidreza
میگن تو بهشت لازم نیست پاشی بری آب بخوری، آب خودش میاد پیشت

و خواهش میکنه بخوریش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:43
+2
امید
امید
همان طور که گفته بودیم سایت بیاتو بریم راه اندازی شد
دانلود موزیک | گالری عکس | اخبار و ....
امیدوارم از این سایت نیز همانند بیاتو یونی پشتیبانی بشه
www.Bia2berim.com [لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:40
+1
ali
ali
سلام. من ali هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:39
☺SAEED☻
☺SAEED☻
بــجایِ ایـــنکه به پــایِ هم پــــیـــر شــــیم ....
داریــــــم از دســـــتِ هـــــم پــــــیـــر میـــشیم..... !!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:28
+4
hamidreza
hamidreza
اعتراف ميكنم
.

.

.

.
.

.

.
.

.
.

.

.
.

.

.
.

.

.
.

.

.
.

.

.

.

.
.

.

.

.
.


.
.

.

.

.

.
.

.

.

.

.

دنبال چي ميگردي ؟!!!!!!!!! گفتم اعتراف ميكنم ولي نه الان كه ،‌يه روز بعد از ظهر اعتراف ميكنم {-7-} قول ميدم :دي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:18
+3
ayda
ayda
سلام. من ayda هستم، از اعضای جدید ... :)
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:17
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ