یافتن پست: #از

mina_z
mina_z
دقت کردین تبلیغای ایرانسل چقدر بی معنی و بی ربط و مسخره اند...به عنوان مثال...
-سلام من تو راهم اما فکر نکنم به موقع برسم...
-اشکال نداره با شارژ شگفت انگیز زودتر هم میرسی...
...
یا...
... -عجله کن الان نوبت پرواز ماست...وسایلو آماده کردی؟
-بله قربان جای نگرانی نیست.
-راستی سیم کارت چی؟سیم کارتهارو آوردی؟
-بله قربان با سیم کارت دو قلوی ایرانسل لازم نیست نگران باشید...
ایرانسل لیگ برتر"جام خلیج فارس"
""""آخه مسلمون مگه گوشی رو تو هواپیما رو حالت air plan نمیذاری؟""""
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:43
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
به سلامتي اونايي که روزقيامت فقط زمين ازشون شاکيه اونم بخاطرسنگيني معرفتشون
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:37
+6
ali
ali
بهانه های دنیا ترا از یادم نخواهد برد،من ترا در قلب دارم نه در رویا.........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:34
+2
پاراگلایدر
پاراگلایدر
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... چه تلخ است قصه ی عادت
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:26
+2
ali
ali
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:19
+2
zahra
zahra
به راننده تاکسیه میگم :
هزاری از این بهتر نداری ؟
میگه : چشه ؟ امام توش خوب نیفتاده ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:19
+3
پاراگلایدر
پاراگلایدر
من هستم توی ایستگاه و مرد جوانی با کیف سامسونت و صورت خسته و تنها. نشسته ام روی نیمکت او راه می رود. نگاهم نمی کند. گمانم حس می کند شاید از تنهاییمان بترسم صورتش را انداخته پایین می رود آن طرف تر . نمینشیند روی نیمکت. زیر چهارچوب هم نمی ایستد. می رود آن طرف. تا نبینمش تا نترسم از تنهاییمان. راست است فکرهاش. راحت ترم وقتی که نیست زیر چهارچوب. راحت ترم وقتی نمی بینمش و ترسم نیست از تنهایی شبانه ایستگاه. فکر می کنم این قوانین نانوشته را کی تصویب کرده است؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:17
+2
zahra
zahra
تنها ملتی هستیم که کاربرد سوم جوراب زنانه را جز پوشیدن و سر کردن برای سرقت از بانک کشف کردیم... گذاشتن آن سر شیر آب!...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:17
+4
ali
ali
شب به حیاط می روم
گریه ای سیر می کنم
که دانسته ام چه دوست دارمت
و تو هیچ دوستم نمی داری!
گریه کن
گریه کن ای چشم های من
گریه کن تمامی غم هایت را..
چون گریستنم را دیدی
دستمالم را از من نستان
که غمی چنین بزرگ دارم و
اشک ها دل آسایند...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:58
+2
سحر
سحر
نذر کـردم

سفره ای پهــن كنم

از حرف های نگفتــه ی دلم

اگــر برگـــَـــردی....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:49
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ