یافتن پست: #از

حمید
حمید
اونایی که لایک نمیزنن بخونن
الهی اسب ابی گازتون بگیره. الهی سر جلسه امتحان خودکارتون تموم شه

هیچ کس بهتون نده
الهی تیم مورد علاقتون دقیقه نود و چهار گل بخوره . الهی وقتی منتظر فیلم مورد علاقتون هستید برق بره الهی سر سفره عقد عروس خانوم بهتون جواب نه بده.الهی جلو مدرسه دخترونه بخورید زمین.... {-34-}{-34-}{-34-}{-34-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 23:16
+1
حمید
حمید
لب دریا یه لیوان چای گرفتم دستم به رفیقم میگم قند داری ؟!؟ میگه واسه چایی میخوای پـَـــ نــه پـَـــ میخوام بندازم تو آب دریا شیرین بشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 22:49
+1
حمید
حمید
بابا بیا باین مردم دارن نماز می خونن حالا چه وقت بازیه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 22:48
+1
parham
parham
خوب دیگه مایتابه های جدید راهی بازار شد!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 22:45
+1
parham
parham
چند پ نه پ جدید!

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پـــ نــه پــــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـــ نــه پــــــ میخوام قزل الا صید کنم.

خواهرم از بیرون میاد خونه. میبینه پشت سیستمم… میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟ پـــ نــه پــــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه…!

بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ میگم پـــ نــه پــــــ اوردیم خون بده بریم.

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟ چیزی پرید تو گلوت؟ گفتم پـــ نــه پــــــ دارم خودم رو آماده پرواز میکنم.

آهنگ گذاشتم واسه خودم دارم بیریک میرم مامانم اومد گفت داری میرقصی؟؟؟ په نه په فردا امتحان تربیت بدنی داریم دارم خودمو آماده میکنم.

از دانشگاه برگشتم خونه مامانه میگه اومدی ؟ پ ن پ….. هنوز تو راهم این داداش دوقولومه اومده چند روز جامونو با هم عوض کنیم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 22:39
+1
حمید
حمید
بسم الله الرحمن الرحیم
* الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ * و خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارترید و اوست ارجمند و آمرزنده (سوره ملک آیه 2)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:58
+4
zahra
zahra
گفتم مادر! ... گفت: جانم
گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم
... ... ... ... گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چششمانم
... ... اما یک بار نگفتم:
مادر من خوبم
شادم...همیشه از درد گفتم
و از رنج
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:39
+8
حمید
حمید
در كف مردانگي شمشير مي بايد گرفت.
حق خود را از دهان شير مي بايد گرفت
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:26
+3
zahra
zahra
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:18
+7
-2
niloofar
niloofar
سلام. من niloofar هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:07
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ