sasan pool
کسی در باد می خواند
تو را تا اوج می خواهم
برای ناز چشمانت
چه بی صبرانه میمانم
دلم تنگ است وبی یادت
در این غربت نمی مانم
تو هستی در وجود من
تو را هر گز نمیرانم
نیوشا
@arash_fa برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است
sasan pool
در دلی هر چند دوری از نظر
خوش تر آن روزی که باز آیی ز در
با تو ما را خوش ترین دیدار باد
هر کجا هستی ، خدایت یار باد
مهسا
تو دست در دست دیگری ...
من در حال نوازش دلی که سخت گرفته است از تو ...
مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل
ان دستها به هیچ کس وفا ندارند ...
sasan pool
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ...!؟
sasan pool
از ريشه مي كَنَند درخت بلند را
آن نخل بي شكوفه ي گيسو كمند را
مادر!صدا ،صداي عروسي ست گوش كن
دارند مي بَرند همان قد بلند را
مادر! ببين زنان چه جسورانه بسته اند
برجاي جاي بوسه ي من دستبند را
مادر مراببخش كه هنگام رفتن است
وقت است تا رها كنم اين قيد و بند را
اينك وصيتي ست مرا:«روز مرگ من
آنان كه تا كنار جسد مي رسند را،
-تأكيد كن بگو كه بخوانند جاي «حمد»
sasan pool
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام , دستی
دانه ی اندوه می کارد
مو سپید آخر شدی ای برف
تا سرانجام چنین دیدی
در دلم با[!] ... ای افسوس
بر سر گورم نبا[!]
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهایی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق , ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام , از عشق هم خسته
sasan pool
ای آتش شکفته اگر او دوباره رفت
در سینۀ کدامین محبت بجویمت؟
ای جان غم گرفته، بگو، دور از آن نگاه
در چشمۀ کدام تبسم بشویمت ؟
سحر
بزرگترین مصیبت یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد و نه شعور لازم برای خاموش ماندن.