hadith
خوابگردی مشوش ام که از بام رویاها بر سنگفرش زندگی سقوط کرده ام کوفته شد تنم از این همه نزول اما چه باک که به حقیقت رسیده ام...
ronak
ازين تصميم بيهوده چه چيزي قسمتم بوده نگو با من ازين خواستن كه حسرت همدمم بوده چه فهميدي ازين گريه چي خوندي از نگاه من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من تواين تصميم بيهوده نشو تكرار دلشوره اگه حتي نگاه تو منو ميخوادُ مجبوره فراموشم شده روزي كه بودم به تو وابسته توي حرفام غم دنياست چقدر دلگيرمُ خسته تو خواهش ميكني اما نميتونم كه برگردم من از دست رفتمُ انگار نميبيني پُر از دردم كجاي گريه هاي من رسيدي تو بداد من نبودي تو براي من نبودي تو به ياد من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من
ronak
ازين راهرو يك نفر رد شده كه عطرش همونه كه تو ميزني براي به زانو در آوردنم تو از مرگ حتي جلو ميزني ازين راهرو يك نفر رد شده مثه وقتايي كه تو ناراحتي نفس ميكشم با تمام وجود عجب عطر خوبي زده لـعنتي .. يجوري دلم تنگ ميشه برات محاله بتوني تصور كني گمونم نميتوني حتي خودت جاي خاليتُ تو دلم پُر كني صدات ميكنم تا همه بشنون جواب صدام غير پژواك نيست من اُنقدر شكسته م حس ميكنم كه هيچ ارتفاعي خطرناك نيست
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم