یافتن پست: #از

مهسا
مهسا
بعضی آدم‌ها را خدا پرستو آفرید مهاجر ... ... از کویی به کویی از یک دل به دلی دیگر!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:10
+3
ronak
ronak
قبل از عمل...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:38
+2
hadith
hadith
جسارت عاشقانه از دست دادن را داشته باش، نه حقارت به هر قیمت نگه داشتن...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:36
+4
ronak
ronak
بعد از عمل...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:36
+3
hadith
hadith
مگسی را كشتم نه به این جرم كه حیوان پلیدی است،بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یك به صد است طفل معصوم ، به دور سر من می چرخید به خیالش قندم، ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود... من به این جرم كه از یاد تو بیرونم كرد، آن مگس را كشتم... !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:34
+4
مهسا
مهسا
راستی ، " دوستی " چقدر می ارزه؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟ چه تفاوتی دارد! کاش هر قدر که هست ، از ته دل باشد!.....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:23
+3
مهسا
مهسا
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کند:و آن هنگامیست که بخواهد دست دیگری که بر زمین افتاده بگیرد تا اورا بلند کن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:19
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اومده می گه سایت خیلی خلوت شده به خاطر امتحاناست می گم پـَـــ نــه پـَـــ خودشونو هیدن کردن قایم باشک مجازی کنن بدو برو قایم شو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:18
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داره بارون می یاد می گه بارونه می گم پـَـــ نــه پـَـــ تازگی ها دستشویی های هواپیما ها رو مثل قطار درست کردن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:18
+4
مهسا
مهسا
ﭘﺴﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ، ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﺮﻕ ﺷﺮﻡ ... ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺑﻄﺮﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﮐﻤﯽ ﺁﺏ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، " ﭼﻘﺪﺭ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ " ﭘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺍﺵ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:17
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ