Hossein Behzadi
میرسد روزی که بی هم میشویم! یک به یک از جمع هم کم میشویم! میرسد روزی که ما در خاطرات ... موجب خندیدن و غم میشویم گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق ... میرسد روزی که بی هم میشویم...!
رضا
عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
رضا
در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟ با آنکه ز ما یاد نکردی ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی ؟@MINA-FAROKH
رضا
بگیر از من تو این دل یادبودی که تنها لایق این دل تو بودی هزاران خواستند این دل بگیرند ندادم چون عزیز دل تو بودی
محسن رضایی ناظمی
گفتمش: دل مي خري !؟ پرسيد چند؟! گفتمش :دل مال تو ،تنها بخند. خنده كرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش رويه دل جا مانده بود
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
payam
اين جمله با كلمه اي يك حرفي آغاز مي شود٬ كلمه دوم دو حرفيست٬... چهارم چهار حرفي... بيستمين كلمه بيست حرفي!!! نويسنده اين جمله يا مغز دستور زبان بوده يا بيكار!!! I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications