sasan pool
ریاست دانشگاه آزاد اسلامی به فرهاد دانشجو رسید تهران- اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی شامگاه چهارشنبه در دومین نشست خود با اكثریت آرا فرهاد دانشجو را به عنوان رییس جدید این دانشگاه برای یك دوره چهارساله انتخابت كردند. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا ، دومین جلسه هیات امنا دانشگاه آزاد اسلامی به ریاست اكبر [!] [!] و حضور كامران دانشجو وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری، مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشكی ، محمد محمدیان رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، عبدالله جاسبی رییس وقت دانشگاه آزاد ، سید حسن [!] و حمید میرزاده از اعضای هیات موسس دانشگاه آزاد ، فرهاد دانشجو ، فریدون عزیزی و بهمن یزدی صمدی در محل دبیرخانه هیات امنای دانشگاه آزاد برگزار شد. محمدرضا مخبر دزفولی نیز به عنوان ناظر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این جلسه حضور داشت. فرهاد دانشجو موفق به كسب 5 رای موافق از مجموع 9 رای اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد شد . قطعی شدن ریاست فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد اسلامی مستلزم تایید وی در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. تنها دستور جلسه نشست
mina_z
- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
رضا
دستم نمی رسد که تو را دست چین کنم، این شاخه هم که خر شده سر خم نمی کند.........................
رضا
خدایا شرح غم خواندن چه سخت است ز داغ لاله پژمردن چه سخت است نمیدانی که با دست بریده ز پشت اسب افتادن چه سخت است اگر تیری درون چشم باشد نمیدانی زمین خوردن چه سخت است نمیدانی که با چشمان خونین جمال فاطمه دیدن چه سخت است کنار علقمه با مشک خالی ببین شرمنده گردیدن چه سخت است
amir ali
حرف دل دختران:اول دبستان خواندیم آن مرد با اسب آمدءسالها گذشتءماترشیدیم و آن نامرد حتی با خر هم نیامد ودر آخرباز هم بابا نان داد.