دایناسور پسر : بریم خونمون ؟ دایناسور دختر : نه دایناسور پسر : بریم خونتون؟ دایناسور دختر : نه . . . . . . بدین سان نسل دایناسورها منقرض شد بیایید نگذاریم نسل ما انسانها هم منقرض شود! )))
روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند,ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود. مرد اول به دومی گفت: قرار نیست از شیر سریعتر بدوم کافیست از تو سریعتر بدوم و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت!
نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران