یافتن پست: #اه

saman
saman
در CARLO
من که رکیک ترین فحش بابام ” دیوانه “
و مستهجن ترین حرف مامانم ” بی شخصیت ” بود شدم این!
خدایا به حق همین ماه عزیز بچه آیندمو به تو سپردم! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 16:57
+4
saman
saman
در CARLO
چهارشنبه کلیدم رو دانشگاه جا گذاشته بودم
دیروز رفتم ببینم پیدا میشه
یارو گفت مشخصات بده
گفتم چند تا کلید وصله به یه حلقه
گفت خودشه، بیا بگیر !
به ملت بدجوری فشار اومده :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 16:52
+4
saman
saman
در CARLO
بابای یارو مریض میشه زنگ میزنه آمبولانس بیاد
خانوادگی سوار آمبولانس میشن !
تو راه دکتر میپرسه مریض کیه ؟
یارو میگه حالش خوب نبود موند خونه … :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 16:36
+6
saman
saman
در CARLO
چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه استفاده میکنن
که چشمو نمیسوزونه تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن؟
چش ما چش سگه !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 16:25
+6
saman
saman
در CARLO
پست 500 بود خواستم یه اعتراف واقعی بکنم:

اعتراف می کنم بزرگترین لذت دوران بچگی من این بود که

روزهای بارونی تو راه مدرسه با او چکمه طوسی پلاستیکی که تا زیر زانوم بود
مثل خل ها از جاهایی رد می شدم که آب جمع شده
و وقتی قابلیت چکمه هام رو می دیدم که تا عمق زیاد هم پام خیس نمیشه
کلی کیف می کردم ! :)
حس ماشین شاسی بلند بهم دست می داد …
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/25 - 16:00]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 15:59
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی آرزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....
بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری....
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....
بزن به سلامتی دوست و آدمهایی که از پشت خنجر زدن...
هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و آخرین پیکم
ولی هنوز حرف دارم..
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 14:55
+8
saman
saman
در CARLO
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/25 - 14:41]
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 14:36
+9
saman
saman
در CARLO
یکی از معضلات بچگیم این بود که
چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون
که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:50
+8
saman
saman
در CARLO
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ
ﻣﯽ ﮔﻪ ۲ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ
ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ؟
ﮔﻔﺖ: اگه واست ﭘﯿﺘﺰﺍ میگرفتم ﮔﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ! :|
به دوتا پرورشگاه سر زدم هردوتاشون گفتن قیافت خیلی آشناس !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:44
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
15 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:12
+18

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ