یافتن پست: #اه

Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
گاهی به بعضیا باید گفت:اگر برام بزرگ شده بودی فقط بخاطر خطای دیدم بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:08
+2
yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:59
+6
yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:49
+5
saman
saman
در CARLO
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني بري؟{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:34
+6
saman
saman
در CARLO
برای درد بی دوا بگو طبیب می شوی

کمی برای خنده ام بگو که سیب می شوی

اگر چه من حبیبه ام بدان برای این دلم

عزیز نه، کمی برای من حبیب می شوی

برای دوست داشتن ات کمی ترانه می شوم

بمان ولی بدان فقط تو هم رقیب می شوی

و باز با نگاه خود به این دلم اشاره کن

نگو دوباره می روم و تو غریب می شوی

نگو ستاره می شوم که فاصله بهانه است

به هر کجا که بنگرم به دل قزیب می شوی

اگر که جای قافیه نشسته ای کمی بخند

برای درد بی دوا بگو طبیب می شوی
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/12 - 12:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:31
+4
saman
saman
گفته بودی دل پری دارم و خدا هم دوست من رو از من گرفته

نه خدا اینکار رو نکرده اون خودش رفت

چون باور نکرد من فقط اون رو دوست دارم فکر کرد

به دیگری بخاطر گفتن یه دلتنگی واقعا دلم واسه

یکی دیگه هم تنگ میشه و بهش علاقمندم

دست و پا زدم نره ولی وقتی دیگه از چشمی بیفتی

اون میذاردت میره موندنش فایده ای براش نداره

نمیتونی مانع رفتن کسی بشی

اگه واقعا پاهاش قصد سفر داره

و چشماش ازت سیره و دلش دیگه برات تنگه نمیشه اونم رفت

رفت؟ رفت؟ رفت؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:18
+5
saman
saman
در CARLO
به التماس نجیبم بخند حرفی نیست

شکسته پای شکیبم بخند حرفی نیست

در امتداد جنونم بیا و رو در رو

به خنده‫های عجیبم بخند حرفی نیست

از آخرین نفس کوچه هم پرم دادند

به این غروب غریبم بخند حرفی نیست

طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند

تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست

من از عبور نگاهی شکستهام، آری

شکستن است نصیبم بخند حرفی نیست

به حال من پری دل گرفته هم خندید

تو هم بخند حبیبم ـ بخند حرفی نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:54
+5
sara
sara
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،

ولی نمیدانم چرا به تو که میرسم نمیدانم مهربانی چه رنگی است؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:38
+3
sara
sara
براي شنيدن صدايي که دوستش مي داري،


همين لحظه هم بسيار دير است.


افسوس خواهي خورد


زماني که از آن سوي سيم ها کسي بي احساس مي گويد


برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باش
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:24
+4
sara
sara
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم


نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم


فقط احمقانه سکوت می کنیم..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:20
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ