یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
یه دوست پسرم نداشتیم موهاش فر باشه تا باهاش کیک درست کنیم!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 18:14
+2
saqar
saqar
در CARLO
بــکش بــیرون خــاطــراتــت رو از تــوی آهــنگهای مــحبوبــم

مــیخواهم با اعــصاب راحــت گوشــشان کــنم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 18:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید
آن که او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست
راه می جستید و در خود گم شدید
مردمید، اما چه نامردم شدید...

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 18:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
لعنت به اویی که حاصل اعتمادم به او ٫ انداختن یک قــرص سردرد قبل از سر کشیدن

لیــوان آب آخر شبم خواهــد بود ..!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 17:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار اینقـدر تو ورق امتحانم چرت و پرت نوشتم به جرم توهین به شعور استاد به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شدم :(
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 17:46
+2
saqar
saqar
در CARLO
فحشهای دانشجویی دانشجوي تهران شمال :
نكته : وقتي مي خونيد اين قسمتو سعي كنيد لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بي ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادي . منو ترسوندي بي ...تلفظ : بي ششووور ( اميدوارم ولنتاين كچل شي . بد بد بد)


دانشجوي تهران جنوب:
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )


دانشجوي دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , ليبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات بعدي رو نداري با اون كانديد از خودت نفهم تر , فاشيست تند رو
(توجه داشته باشيد كه موضوع دعوا سياسي بوده)


دانشجوي پزشكي :
در ديكشنري اين بروبچ كلمه ي فحش تعريف نشدست


دانشجوي هنر :
من شعر دوازدهم از هشت كتاب استاد سهراب رو به تو بي ادب بي فرهنگ تقديم مي كنم اميدوارت گيتارت بشكنه و تا اخر عمر يكه و تنها و بي عشق و ژوليت بموني .
وفتي هم كار بالا مي گيره كاريكاتور همديگه رو مي كشن .


دانشجوي الهيات :
يا ايهو الذي فحشو فحشً فاحشتن اي هستيت به عدم مبدل , اي دچار دور تسلسل شده , اي علتت به ممكن الوجود گرويده , فلسفه ي تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ي بحث نمي دم .... *
آخرین ویرایش توسط 28000 در [1392/04/6 - 17:35]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 17:32
+3
saqar
saqar
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 17:26
+3
saqar
saqar
در CARLO
چه روز تلخيست روزي كه خواهد آمد و سخت دل تنگم ميشوي .
روزي كه خسته اي ، شكسته اي ، ميان جمله ي تن ها،تنها در گوشه اي نشسته اي و چه غمگينانه دلتنگم ميشوي... روزي كه اشك هاي خنده دارم مهمان چشمت شده و قلبت غريب است در تنت دلتنگم ميشوي...
روزي دردت را نميفهمند ، باورت نميكنند، ديوانه ات نميشوند، در راهت كه هيچ؛ همراهت هم نميشوند روزي كه در خواب نمي آيند به ديدارت روزي كه خيالت كسي را غرق تماشا نميكند دلتنگم ميشوي ....
عاشقانه دلتنگم ميشوي ولي نه دل تنگ خنده هايم و نه نگاه و صدا و دست هايم حتي شايد مرا از ياد برده باشي اما باز دلتنگم ميشوي...
دلتنگ سادگي و صداقتم ، دلتنگ قلبم و محبتم . دلتنگ رنگم ميشوي رنگي كه نه سبدلتنگم ميشويز باطراوت بود و نه آبي آسمان بي نهايت . نه زيبا بودم براي كشيدن نه آوازي براي خواندن و نه شعري براي سرودن اما ميدانم و يقين دارم كه روزي خواهد امد كه دلتنگم ميشوي .
روزي كه در آسماني ،روي بال رنگين كماني ،روزي كه در بهشت جاوداني اما بي قراري، در فراري از رنگهاي زيبا از آبشار و چشمه و دريا در پي همان بوم سفيد و تنها...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 17:23
+3
hosein
hosein
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 14:17
+4
hosein
hosein
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 14:08
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ