یافتن پست: #اه

ali
ali
پسر خوب: 1 تنهايي سينما مي ره 2 بعد از تك زنگ سراغ تلفن نمي ره 3 موقع برگشتن به خونه ماشينش بوي ادكلن زنونه نمي ده 4 تو كلاس دانشگاه تا شعاع 3متري هيچ خانومي نمي شينه 5 پس از اتمام صحبت گوشي تلفن رو بوس نمي كنه 6 وقتي مي ياد خونه قرمزي رژ لب رو صورتش ديده نمي شه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:35
+3
-1
سحر
سحر
ديشب در خواب ديدم ماه طلوع كرد.شب بدر بود.اهسته در بياباني بي انتها قدم
ميزدم.هيچكس انجا نبود.هيچ حسي با من نبودفكر كردم مرده ام.فكر كردم در
سرگرداني خود تا ابد اسيرم......
ولي نه عشق تو چون خورشيدي دميد وجهان تازه شد.تازه فهميدم انجا بيابان نيست دشت پر گل است.تازه فهميدم خواب نيستم بيدار بيدارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:34
+2
ali
ali
سربازي راهيست براي آدم كردن پسرها اما هيچ راهي براي آدم كردن دخترها وجود نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:30
+4
نیوشا
نیوشا
باران که می بارد تو می آیی باران گل، باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم و شبدر


باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری


غم می گریزد، غصه می سوزد شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد


از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی دل می کشد ما را تو می
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:29
+4
?
?
بهترین سلام تقدیم کسی که معرفتش دریاست ، گاه گاهی هم بیاد ماست !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:20
+4
مهسا
مهسا
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را که تنها دل من ؛ دل نیست ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:13
+4
مهسا
مهسا
سادگی را دوست دارم چون با صداقت است, هیچ دروغی درآن راه ندارد مانند کودکی است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه میکند و با معصومیتش هزاران حرف به دنیا میزند ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:13
+4
?
?
یه روز به یه ترک مگن بچه دار شدی [!] به یارو میگه به زنم نگید میخواهم سورپرایزش کنم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 23:57
+3
?
?
یه ژاپنی بعد از 15 سال به یه مورچه یاد میده که با چوب غذا بخوره بعد اون رو میاره تو میدان تا به مردم نشون بده مردم هم دور تا دور وامیستن تا نگاه کنن یه [!] داشته از اونجا رد میشده میبینه همه عقب واستادن یه مورچه هم اون وسط هست میره جلو مورچه رو له میکنه میگه اخه مگه مورچه هم ترس داره ؟



{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 23:56
+2
zahra
zahra
صندوقچه‌ای بهر دلت خواهم بود
دریا بشوی تو، ساحلت خواهم بود
ای یار! تو گر قایق عشقم باشی
من هم ملوان زبلت خواهم بود!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 23:50
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ