AmirAli
تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي خواسته
بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه،
پولا روپرت ميكنه تو جوب!!!
AmirAli
با کابوسی از خواب پریدم خواستم به آغوشت پناه ببرم ولی یادم نبود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم…
AmirAli
فدای دختر پسرای چند سال پیش اگه با کسی بودن دیگه تا آخرش باهم بودن ولی الان شبیه عابر بانک شدن که به راحتی اکثرا باهاشون ارتباط دارن