یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما یه بار بین راه نگه داشته بودیم غذا بخوریم،
یه خانواده‌ دیگه هم اونور نشسته بودن…
یه بچه داشتن به زور اگه سه سالش بود،
بعد باباهه راه افتاده بود دنبال این هی صداش میزد : آقا سید محمد صادق بیا …
ما با این کهولت سن به زور اگه “هوی” صدامون کنن …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:51
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کـــور بـــاش بانـــو !

نگـــاه کـه میکـــنی ، میگـــویند نــخ داد !

عبـــوس بـــاش بانـــو

لبخنـــد کـه میـــزنی ، میگـــویند پــا داد !

لـــال بــاش بانـــو

حـــرف کـــه میـــزنی ، میگـــویند جلـــوه فـــروخت !

شـــاید ایـــن مردمـــان دســـت از ســـرمان بـــردارند ... شـــاید !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:44
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
آدم‌ها می‌خواهند دنیا را بسازند!
و از یاد برده‌اند که آن‌ها را
دنیا ساخته است...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقــــــتی پایت خواب میــــرود ...

نمیتوانی درست راه بــــروی ؛

لنگ میـــزنی !

وقـــــتی قلبت خواب میـــرود ...

نمیتوانـــــی درست فکر کنــــی . . .

عاشق میشوی !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرک... .
گاهی دخترکِ قصه ات را
بانویِ من
صدا کن!
گاهی که با عجله یا با حرص! اسمت را صدا می زند
آرام بگو:
جانم؟
تا ببینی چه آرام و با شرم می گوید:
جانت بی بلا... .
گاهی بی دلیل برایش یک جعبه شکلات یا پاستیل بخر
کنارش بنشین و تماشا کن دخترک را... .
که ذوق می کند از همان جعبه ای که باور کن
شیرینش بیشتر بخاطرِ دستانِ توست... .
پسرک... .
بیا یک رازِ دخترانه برایت فاش کنم:
دخترها بیشتر از هر چیز سادگی دوست دارند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آروم و آهسته " دختـــ♥ـــرمون " رو بغل می کنم و در گوشی با هم حرف بزنیم و پچ پچ کنیم

بعد از چند دقیقه میزارمش زمین و میفرستمش پیش " تــــــ♥ـــــو " که بهت بگه :

مامان جونـــ♥ـــی ، بغلم میکنی ؟!!! !♥♥♥

وقتی بغلش کردی آروم دست بندازه دور گردنت و بوست کنه ، بعد آروم و در گوشی بهت بگه :

بابا جونی گفت که بهت بگم ، آشتی نیستیما ، ولی امشب سه نفری شام بریم بیرون

تازه یه چیز دیگه هم هست که گفت نباید بهت بگم :
گفت امشب سالگرد ازدواجتونه و میخاد " سورپرایزت " کنه

طاها علوی 2 شهریور 92
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:17
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه موسیقی و هنرهای رزمی

گرچه در ظاهر موسیقی و هنرهای رزمی دو مقوله متفاوت هستند اما فلسفه مشترکی دارند :
هر دو برای رسیدن به کمال کوشش میکند .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلـ ـم رمان عاشقانه میخــواهد

که تــــــو آن پسرک بالا بلــند سینه ستبرش بـاشی

و مــــن دختركـی سر بـه هـوا

کـه با تمام سر بـه هوا بودن هایـ ـش به راه آورد تـــــو و دلــ ــت را!

دلـ ـم برای یک بار هم که شده پایان خــوش می خواهد ....!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:00
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نه حوصلـــه ی دوســـت داشتــن دارم
نه می خواهـــــــم کسـی دوستـــــــــم داشتـه باشد
ایـن روزهـــا ســـــَــــردم ...
مثـل دی , مثـل بهمـــن, مثـل اسفنــــــد
مثـل زمستــــ ـــــان
احســــــاسـم یـخ زده
آرزوهـــــــــایـم قندیــــل بستــه
امیــــــدم زیــر بهمــن ِ ســرد ِ احســاساتم دفــــــــن شـده
نه به آمـــــدن ی دل خوشــم و نه از رفتـــــن ی غمگیــن
ایـن روزهـــا پــُر از سکـــــــــوتـم....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم گرفته میخوام گریه کنم.
شاید هر کسی این جمله رو ببینه یادش به جواد یساری بیفته و بخنده
ولی بیاین یه بار از یه دید دیگه به این جمله نگاه کنیم.
دلت که بگیره گریه میکنی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ