یافتن پست: #اون

mina_z
mina_z
تفریح سالم پسرا: تو یه جمع پسرونه ناگهان موبایل یکی زنگ میخوره بقیه آماده میشن تا هر شیرین کاریو که بلدن بکنن! یکی صدای دختر در میاره یکی میگه سیگارا دست توئه؟ ... ... ... ... و غیره که گفتنی نیست اون یارو هم که با تلفن حرف میزنه قرمز میشه بقیه میخندن و این میشه تفریح سالم....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 18:01
+5
-1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟ خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه... نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ... نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... ... تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ... اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه... اخه خيري از اسمون هم نديده مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:25
+7
حمید
حمید
اين روزها دختر و پسرها از عشق و دوستي هيچ نفعي نمي برند اونهايي كه منفعت مي برند: رستوران ها كافي شاپ ها ايرانسل و همراه اول هستند!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 21:13
+4
حمید
حمید
و خداوند زمين و آسمان را آفريد و ساخت بقيه ي چيزها را به چين واگذار كرد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 21:10
+5
حمید
حمید
دونفر باهم رو پله برقي بودن.يكيشون ميگه:سلامتي آقاي راننده صلوات...اون يكي ميگه:خفه شو حواسشو پرت نكن!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:29
+4
حمید
حمید
بچه از باباش مي پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي مي كنند يا با هم هستن؟ باباهه مي گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون يك جا باشن كه اونجا ديگه بهشت نمي شه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:24
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یکی از دوستامون به اون یکی گفت: داره برف میباره! اون یکی: بیرون؟ اولی: پـَـــ نــه پـَـــ تو حموم داره از دوش برف میاد پایین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:15
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یکی از دوستامون به اون یکی گفت: داره برف میباره! اون یکی: بیرون؟ اولی: پـَـــ نــه پـَـــ تو حموم داره از دوش برف میاد پایین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:12
+2
حمید
حمید
يه روز يكي زنگ ميزنه يه جايي ميگه : ببخشيد آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف ميگه: بله.. بفرمايين !! ميگه آقا ميشه به آتش نشاني زنگ بزنيد ... بگيد انگشت من توي شماره 2 گير كرده..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:09
+2
رضا
رضا
تو که قصد جدایی کرده بودی



خیال بی وفایی کرده بودی



چرا با این دل خوش باور من



زمانی آشنایی کرده بودی



خدایا تارو پودم غم گرفته



درون سینه ام ماتم گرفته



الهی بشکنه آن که آخر



دو عاشق را چنین از هم گرفته



خداوندا دلش را مهربان کن



همیشه خاطرش را شادمان کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 16:59
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ