یافتن پست: #باران

مهسا
مهسا
گاهی مثل باران باید بارید گاهی نرم وگاهی تند...

وگاهی..خیس باید كرد...

گلبرگهای زیبای برون را وگاهی بایدشكست....

شاخه های زاید خشكیده را..

تا سبز شوند جوانه ها..

وبخوانند..ترانه ها..زیر قطرات نم نم باران...
.گاهی مثل باران...

باید بخشید ترانه زندگی را...

تا عاشقی كنند .. پروانه ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:10
+8
ronak
ronak
چشمها بارانی ,
بغض ها در راهند...
"دوستت دارم" ها...
آه چه کوتاهند!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:32
+5
مهسا
مهسا
باز هم دلتنگی...

آرام درکنار پنجره نشسته ام

و دل داده ام به صدای باران

.که اشکهایم را زمزمه می کند

داستان دلتنگی بلند است

و فرصتی نمانده برای گفتن

!شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:26
+5
saeed
saeed
اگر يادتان بود و باران گرفت

دعايي به حال بيابان كنيد
--------------------------------------------------------------------------------
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:56
+5
d.m
d.m
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم ..
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1390/12/24 - 15:30]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:29
+7
maryam
maryam
فکر میکردم که برام یه رفیق و همدمی

تو کویر آرزو باران رحمتی

به گمونم آخر عاشقای عالمی

بذار راحتت کنم ، فکر میکردم آدمی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 14:17
manDana
manDana
برفــــــ باشد ! باران .. یا آفتاب .. چتر نمی خواهمــــــــ ! بگو معنی لغاتــــــ را ... ... از نــ و بنویسنـــــ ــد ..! " امنیتـــــــ " حصار دستــــــ های تــ و ستـــــــ !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 05:14
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
دلم همچو آسمان، پر از ابرهاي باراني است، اي كاش دلم امشب بگريد، شايد كه بغض عشق در چشمانم بشكند....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:07
+7
reza
reza
دل تنگم را.....
دل تنگم را تنگ دلت که میگذارم
خیس خیس می شوم از لبخند
و از هر آنچه که به نام عشق می شناسی اش
چه خوب است آدمی بی چتر ، بی کلاه، شانه به شانه ی باران بگرید
گاه گداری هم اگر فرصتی پیش آید، زیر سقفی از رویا بخوابد و بعدهم . . .
حالا!
تو بیدارم نکن
میدانم که خواهران دیروز باران بیوگان امروز دریایند
همیشه احساس می کنم در آنسوی پنجره، ستاره ای می خواهد چیزی به من بگوید
اما شب که از راه می رسد، ستاره خاموش می شود
آنگاه در پس پنجره فقط من می مانم و رویاهایم
فقط همین!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:09
+2
reza
reza
باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟

آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟

من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...

مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟

روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است

ای غریب آشنا، آشنایی با خدایم میشوی؟

من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم

رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟

ای غریبه با شکوه و دلخوشی

همسرای خنده های باصفایم میشوی؟

بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی

با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:48
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ