یافتن پست: #باران

sasan pool
sasan pool
کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:25
+3
payam65
payam65
عشق چیری نیست جز بارانی ازغم پشت یک لبخند
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:16
+3
maryam
maryam
دعای باران چرا؟ دعای عشق بخوان! این روزها دلها تشنه ترند تا زمین. خدایا کمی عشق ببار.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 15:48
+2
ronak
ronak
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مثل آرامش بعد از یک غم..
مثل پیدا شدن یک لبخند..
مثل بوی نم بعد از باران..
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
اما.......مــن به آن محتاجم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 13:17
+5
Danial
Danial
یک روز مي بوسمت !
يك روز كه باران مي بارد،
يك روز كه چترمان دو نفره شده
يك روز كه همه جا حسابي خيس خيس است ،
يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ شده ،
آرامتر از هر چه تصورش كني ،
آهسته می بوسمت....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 10:24
+1
benyamin
benyamin
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما بخوري متوجه خواهی شد اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت باران لعنتی! - این است معنی مادر-
BE EFTEKHARE HAME MADARAA....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 23:42
+2
afsaneh heidari
afsaneh heidari
دعای باران چرا؟ دعای عشق بخوان!این روزها دلها تشنه ترند تا زمین.خدایا/کمی عشق ببار...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 21:36
+5
siavash
siavash
مهربانی تا کی . . .

بگذار سخت باشم و سرد !!!

باران که بارید . . .

چتر بگیرم و چکمه !!!

خورشید که تابید . . .

پنجره ببندم و تاریک !!!

اشک که آمد . . .

دستمالی بردارم و خشک !!!

دل که رفت . . .

نیشخندی بزنم و سوت !!!

درد آمد . . .

دایوررت کنم ب جای دیگم و بخندم !!!

تکیه گاه شدم . . .

جا خالی بدم و زمین خوردنشُ نگاه کنم !!!

اس اُمد . . .

جواب ندم گوشیمو خاموش کُنم !!!

باختم . . .

بزنَم زیرشُ و قبول نکنم !!!
کسی آمد . . .

بی توجه باشم و بیخیال !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 16:17
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
در دنیا چهار چیز از هم سیر نمی شوند ، زمین از باران ، چشم از گناه ، عاشق از معشوق ، من از تو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:28
+5
مهسا
مهسا
من بارانــــ مـی خـواهـم ...
کـودکــــ دستـانـــِـ کـوچکـــِـ خـود را بـالا بـرد و گفتــــ خـــدایـا بـارانـی بـفـرستـــــ ...
کـودکـانــــــ صبــر ِایـوبــــــ نـدارنـد کـه ...
خستـه شـد و دستـهایـشـــــ را پـاییـن انـداخـتـــــ
بـا گـریـه رو بـه آسمـان گفت :
دیگـــر بـارانـــــ نمـی خـواهـــم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:21
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ