یافتن پست: #بد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 20:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 20:12
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
1- کار که عار نیست!
2- همه ادما زیبایی خاص خودشون رو دارن
3- پول که شخصیت نمیاره
4- علم بهتر از ثروته
5- فکر کردی چی ، مملکت قانون داره
6- تن آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
7- تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی
8- پول چرک کف دسته
9- پدر مادر بچه هاشون رو به یک اندازه دوست دارن
10- خدا ادم ها رو برابر افریده
11- بچه دختر ، پسرش فرق نمیکنه
12- از هر دست بدی از همون دست میگیری ...

به نظرتون کدوم شماره دروغه؟ کدوم دروغ نیست؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 20:09
+1
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 19:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست.....
در حشر چو بینند بدانند که وحشی است
آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الهی بکامم شرابی فرست
شرابی زجام خطابی فرست
مرا کشت رنج خمار الست
دگر باره از نو شرابی فرست
دلم تا صفا یابد از زنگ غم
بدردی کشانت که تابی فرست
شد افسرده جانم درین خاکدان
زمهرت بدل آب و تابی فرست
زسر جوش خمخانهٔ حب خویش
بجام شرابم حبابی فرست
بلب تشنهٔ چشمهٔ معرفت
بساقی کوثر که آبی فرست
بعصیان سرا پای آلوده ام
زجام طهورم شرابی فرست
بمعمار میکن حوالت مرا
امیری بملک خرابی فرست
بدل تخم امیدگشتم بسی
بدین کشتزارم سحابی فرست
زدریای غفران و ابر کرم
مرا رحمت بی حسابی فرست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:23
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:18
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ :
.
.
.
.

ﻣﻦ : ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺗﻮﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ
ﻣﻦ : ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﯾﺎﺍﺍﺍ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﮑﺎﺭﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺯﻧﮓ ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻮﺭﻭﺑﺪﻡ
ﻣﻦ : ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﯽ ،ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩ ؟؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﺎﺯﯼ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ
ﺑﺮﯾﻦ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻏﻪ
...
ﻣﻦ
ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻮﮔﻔﺘﯽ ؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻠﺶ ﺑﻪ ﻧﺴﺘﺮﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﯾﻦ ﺧﺮﯾﺪ =)) :)) =:)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:03
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:01
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ