محمد حسن کاظمی
به ســــــلامتی اونی که ..
وقتی میــــدونه
رو چیزی حساسی
یا
از کاری بدت میـــاد
حواسش هست که ناراحتت نکنه .. !!
دارید همچین کسی رو ؟
محمد حسن کاظمی
طرف باباش مي ميره داشت گريه ميکرد، تلفنش زنگ ميخوره!
جواب که ميده گريه هاش بيشتر ميشن!
ميگن: کي بود جريان چيه؟
میگه: پشت هم داریم بد میاریم!! خواهرم بود! اونم باباش مُـرده!!
محمد حسن کاظمی
دیشب رفتم دکتر،، گفت سرب بدنت کم شده باید رژ لب بخوری وگرنه میمیری!!
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا اون دختر هایی که میخوان به من زندگی دوباره بدن لایک کنن
اولویت با اون دخترایی هست که رژ لب قرمز میزنن!!
محمد حسن کاظمی
ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﺍﺯ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﻢ.
ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺧﻮﺑﻪ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻠﻪ
ﮔﻔﺖ: ﮐﺠﺎ ﺗﺸﺮﻳﻒ ﻣﻴﺒﺮﻳﻦ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻴﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ
ﮔﻔﺖ: ﻣﻴﺸﻪ ﺍﺯﺗﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻴﺪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻴﺪ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﻣﺎﺷﻴﻨﻢ ﻭ ﻳﮏ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﺗﻮﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﻫﻢ ﺑﻬﺖ ﺑﺪﻡ....
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ. ﻭ ﺭﻓﺘﻢ...
.
.
.
.
ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﺍﺧﻼﻕ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻬﻤﻪ... ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﻼﻡ ﻣﻴﮑﺮﺩ....
♥ نگار ♥
امروز زنگ زدم خونه با مامانم کار داشتم، بابام حس شوخ طبعی گل کرده صدای زن در میاره، منم فکر کردم داداشمه!!! بهش میگم :حوصله شوخی ندارم الاغ؛ صدات مثل میمونه، نازکشم میکنی؛ گوشی رو بده به مامان!! داداشم اس داده شب نیا بابا عصبانیه!!! به نظرتون ناراحت شد؟؟!
♥ نگار ♥
سر کلاس فارسی عمومی بودیم استادمون جوگیر شد گفت فردوسی خودشم
شاگرد من بوددد!
یکی از دوستام از ته کلاس گفت:همون شاگرد تو بوده که سی سال طول کشیده
یه کتاب بنویسه! تازه بدبخت میگه بسی رنج هم بردم!
هیچی دیگه همه داشتن سقفو گاز میگرفتن!
استادمون⊙ _⊙
شاگردا ^ - ^