یافتن پست: #بد

عسل ایرانی
عسل ایرانی
و باز هم نقش آفرینی اکبر عبدی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:33
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
حرکاتی که آقایون پس از مکالمه با خانم ها باید انجام بدن :دی (من پیچیدم به بازی تا لهم نکردن :دی)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:32
+6
ebrahim
ebrahim
مدرسه دخترونه: ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو بچه ها : آخ جووووووووووووووون اردو بچه ها من چیپس میارم با کلوچه. ساناز تو دوربین بیار عکس بندازیم اونجا و..... ... مدرسه پسرونه: ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو بچه ها : ایول ایول بچه ها هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده. صادق قلیون که به راهه ؟ اکبر با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشت بزنیم آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:28
+7
ebrahim
ebrahim
( یه توپ دارم قلقلیه ) پَ نه پَ شش ضلعی نامنتظمه... ( میزنم زمین هوا میره ) پَ نه پَ می خواستی زمینو حفر کنه برسه مرکز زمین... ( نمی دونی تا کجا میره )پَ نه پَ می دونم نمیگم که ریا نشه... ( من این توپو نداشتم ) پَ نه پَ داشتی ، رو نمی کردی... ( مشقامو خوب نوشتم ) پَ نه پَ همش برو دنبال یللّی تللّی... ( بابام بهم عیدی داد ) پَ نه پَ می خواستی روز مادر بهت کادو بده... ( یه توپ قلقلی داد ) پَ نه پَ می خواستی یه دونه بی ام ۷۳۰ بهت بده !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:54
+5
gha3m
gha3m
سخت ترين ديدار ، ديدار اونيه كه به جاي همه ي عشقي كه بهش داري يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش كني و حس كني هنوز دوستش داري و بخواي همه ي تنهائي رو كه به اميد برگشت دوباره اش تحمل كردي تو گوشش فرياد كني،اما حتي نتوني به چشماش نگاه كني، كه بفهمه با همه ي بديهاش هنوزم با همه ي قلبت دوستش داري، اما ببيني چشم هاش داد ميزنه !..كه دلش مال يكي ديگه است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:54
+3
ebrahim
ebrahim
inam texe ahange be khatere man az yas,too didgah
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:46
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یعنی من اسیر اون خلاقیتتم ⊙▂⊙ قول میدم الان انیشتین داره تو قبر میلرزه بدبخت ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:26
+5
mina_z
mina_z
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:52
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
خربزه خريدم. امدم خونه. ميگه: خربزه ست؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! هنونه ست، داره مسخره بازي در مياره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:38
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
دستمو بلند كردم،سوال كنم. ميگه: شما سوال داري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ! خواستم خطوط كف دستمو بهت نشون بدم، فالمو بگيري!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:35
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ