یافتن پست: #بد

ronak
ronak
شاید بپرسی از خودت کجامو در چه حالیم؟ برای دلخوشیت میگم خوش باش عزیزم عالیم اما حقیقت اینه که بدون تو شکسته ام رو مرز مرگ و زندگی بدون تو نشسته ام شاید بپرسی از خودت چی شد کجا رفته صدام حق بده بم که بعد تو نخوام با دنیا را بیام شاید بپرسی از خودت چی شد که بی نشون شدم برای دل کندن ازت ندیدی نصف جون شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:13
+5
gha3m
gha3m
خدایا هر دری را خواستی " ز حکمت ببندی " قبلش یه آلارمی ٬ بوقی ٬ چیزی بده له نشیم لای در ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:12
+4
ronak
ronak
باید بدجنس باشی..!! تا عاشقت باشن......!! باید خیانت كنی.........!! .......... تا دیوونه ات باشن...!! باید دروغ بگی...............!!........تا همیشه تو فكرت باشن...!! باید هی رنگ عوض كنی......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!! اگه ساده ای ...!! اگه باوفایی...!! اگه یك رنگی...!!......همیشه تنهایی...!!////
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:12
+3
امیرحسین
امیرحسین
رشیدپور تو برنامش نمایش میده که کلمه "دلار" تو ایران فی-+لتر شده و وقتی اس ام اسی بدید این کلمه توش باشه به مقصد نمیرسه !
آخرین ویرایش توسط در [1390/12/26 - 03:48]
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 17:39
+4
gha3m
gha3m
بي هيچ دليلي دوستت دارم تا نقص كنم قانوني را كه هنوز(علت) مي طلبد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:23
+2
gha3m
gha3m
بد‌ترین بلایی که سر دوستتون میتونین بیارین ?
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:21
+1
ebrahim
ebrahim
آیا میدانید؟؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 02:18
+3
gamer
gamer
مادر : نمی تواند جای دیگری برود آخر پیدایش می کنی غصه نخور! گفتم : آخه چطوری؟ اون پرنده ایی زیبا بود که پرواز کرد و رفت. مادر گفت برادرت گوش به بازیست ، بدل نگیر او عاشق پرنده تو بود نمی دانست پرنده قفس را دوست ندارد و خواهد پرید . باز هم باید شاد باشی که پنجره بسته بود . در خیالم صدای پرنده را آهسته شنیدم که می گفت : در قفس هستم ! دست دراز کن و مرا بردار دست دراز کردم و پرنده را برداشتم و به مادر نشان دادم. چه نرم و زیبا بود! آرام در گوش پرنده زمزمه کردم : عجب کلکی هستی!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:57
+4
mitra
mitra
سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:35
+8
عسل ایرانی
عسل ایرانی
بد‌ترین بلایی که سر دوست پسرتون میتونین بیارین : . . . . . . . . تو دانشگاه در کلاسشو بزنی‌ به استاد بگی‌ با فلانی‌ کار دارم میگه چیکارش داری؟ میگی‌: مامانش براش لقمه آورده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:34
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ