یافتن پست: #برف

vahid
vahid
به سلامتیه زنجیری که صدسال زیربرف و بارون می مونه می پوسه ولی از هم جدا نمیشه . امیدوارم بمونیم . بپوسیم ولی ازهم جدانشیم .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:54
vahid
vahid
حال کن ای معلم ! ای شمع ، ای لاله ، ای فداکار ای از خود گذشته ای جان فشان ، ای 5شنبه جمعه تعطیل ، ای وسط تعطیلی تعطیل ، ای یه هفته قبل از عید تعطیل ، و بعد از عید 2هفته تعطیل ، ای هنوز تابستون نیومده تعطیل ، ای یه هفته از مهر رفته تعطیل ، ای باد ، برف ،بارون بیاد گردوخاک بشه تعطیل ، ای 5 ماه قبل از زایمان و 6 ماه بعد از زایمان تعطیل ، به پاس این چند صباح خدمت ، پایان فصل تعطیلات مبارک...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:49
ali
ali
شما را به ابهت زمستان سوگند،در برف آهسته گام بردارید،شاید.......چشمی پشیمان رد پایم را دنبال کند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:15
+2
ronak
ronak
در Romantic
خوب شدکه برف امد . تا گام های نیامدنت دیده شود.. کاش مجازات بدی داشت بی وفایی............!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:59
+4
mahdi
mahdi
رفتم بالا پشت بام برف پارو کنم به دوستم که پایینه میگم پارو رو بده میگه پرتش کنم میگم ... پـَـــ نــه پـَـــ enter بزن خودش میاد بالا.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:59
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 22:24
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
برف نو! برف نو! سلام، سلام بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید همه آلودگی‌ست این ایام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 22:24
+6
رضا
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه ميون جنگلا تاقم می‎كنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازه‎ي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قله‎ی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی می‎خندی…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 19:48
+5
ronak
ronak
در Romantic
الا ای برف! چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟ بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پیوندی میان عشق و پروازی تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها تو که فصل سپیدی را سرآغازی مبار ای برف!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 12:06
+3
ronak
ronak
شما را به ابهت زمستان سوگند،در برف آهسته گام بردارید،شاید.......چشمی پشیمان رد پایم را دنبال کند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ