یافتن پست: #بغض

xroyal54
xroyal54
در CARLO
خندیدن خوب است....
گریه آدم را آرام میکند...
اما....
لعنت بر بغض....
بر بغض...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:59
+5
saqar
saqar
با شروع ماه مبارک رمضان این سوال بازم پیش میاد :که خدایا فرو دادن این همه بغض روزه رو باطل نمیکنه؟؟؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 18:11
+11
sara
sara
درس ضمیرها را یاد نمی گیرم !
من . . . تو . . .
و استاد داد می زند ادامه ؟؟؟
بغضم می گیرد. ادامه می دهم :
تو . . . او . .
و فریادش آتشم میزند . پس “من” چه شد؟’
کاش استادم می فهمید با ادامه اش
“من” حذف خواهم شد.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 08:41
+3
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 16:12
+5
saman
saman
در CARLO
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/18 - 10:32]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 10:31
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
قطره قطره اشکام میباره عشقم از نبودن تو

چه جوری باور کنه دل رفتنو نبودنتو

دلم از غصه گرفته تو کجایی مهربونم

بعد تو اخه چه جور زنده بمونم

بعدتو نیست دیگه قلبم پناه بی پناهی

تو منو تنها گذاشتی نکردی حتی نگاهی

دلمو ساده شکستی ندیدی غم نگامو

چه اسون تنهام گذاشتی نشنیدی بغض صدامو

عروسیت مبارک عزیزم {-60-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 18:22
+5
saman
saman
در CARLO
برایت خواهم نوشت

از ابهام لحظه ها

از تردید

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی‌ که رد می‌‌شوند و بوی تو را می‌‌دهند

... برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض‌های تا ابد

از قناعت به یک خاطره ، یک یاد

از صبوری من و جای خالی‌ تو و شب‌های من

برایت خواهم نوشت

حتی تو هم برای من نبودی...
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/17 - 17:41]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:40
+8
saman
saman
در CARLO
نه دیگر بغض در این گلو مانده ...

نه اشکی بر دل ...

نه غباری بر لب ...

بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ...

نمی دانم شاد یا غمگین ...

نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ...

برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ...

احساسم بی احساس شده است انگار ...

نبض ندارند رگهایم ...

نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:11
+6
saman
saman
در CARLO
سکوت عجیبی دارد اینجا...

تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و

نوشته هایم که ...

با دلم چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟

دلم برایت تنگ می شود

وقتی می خواهمت

وقتی بلند بلند می خوانمت ونیستی، تنهایی عجیبی

است دیوانه ام می کند گاهی ...

می دانم آرزوی دیدنت فقط خیالیست شیرین ...

کاش اینجا بودی

درست روبروی من!

سکوت می کردیم و در آن سکوت

من جرعه جرعه از شهد نگاهت سیراب می شدم

کاش می دانستی دلتنگی با دلم چه ها می کند

کاش می دانستی دلم .....

دلم گرفته ….

خیلی دلم گرفته….

انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…

انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 14:22
+6
saman
saman
در CARLO
نبودی من برایت گریه کردم

برای غصه هایت گریه کردم

من امشب بغض تلخم را شکستم

نشستم بی نهایت گریه کردم

چو در پسکوچه های چشمم امشب

ندیدم رد پایت گریه کردم

تو کوهم بودی و هستی کجایی؟

که من برشانه هایت گریه کردم

بگو ای آسمان با او که امشب

به یادش پا به پایت گریه کردم

چو بودی گریه میکردی به حالم

نبودی من به جایت گریه کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 13:32
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ