یافتن پست: #بچه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه که بودیم ســــــــــــاده بودیم

ســــــــــــــــــــاده فـــــــــکر میکردیم

ســـــــــــــــــــاده لبخند میزدیم
...
ســــــــــــــــــاده قهر میکردیم

وســــــــــــــــاده آشتـــی میکردیم

خیلی از مـــــــــــا هنوز ساده هستیم

و تاوان این سادگی را هر روز پس میدهیم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 18:49
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین یه مـــادر ایرانی

درباره زندگی دخترش میگه:

شوهرش خیلی خوبه.. همش میبرتش مسافرت

و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه..

حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ،

دخترم خوشبخت شد واقعا..!

بعد از اون طرف ...

.

.

.

درباره زندگی پسرش میگه:

بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه..!

از سر کار هم که خسته میاد خونه,

خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد

پوشک بچشو خودش عوض کنه،

پسرم بد بخت شد واقعا...!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 16:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺲ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩﯾﻮﻣﯽ ﺑﻬﻢ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺁﺭﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﻭﺭﺯﺵ ﺣﻔﻆ ﺑﺸﻪ ﺭﻭ ﻓﺮﺵ ﺗﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ :))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 15:36
+1
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 15:23
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برای هر کس که ادعای عاشقی میکند ؛ در را باز نکن..!

خیلی ها مثل بچه ها در میزنند و فرار میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:56
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زندگی از همون اولش هم سخت بوده فقط ما بچه بودیم و نمی فهمیدیم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمیشه کارگردان زندگی بیاد بگه:

کـــــــــــات

بچه ها خسته نباشین پلان بدبختی عالی بود!

حالا بریم سر پلان خوشبختی!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:17
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ﺯﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ :ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ! ﻣﺮﺩ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :ﭘﺲ ﺍیناﺭﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﻮﮔﻞ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﺮﺩﯾﻢ!!؟


دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 12:50
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
شما هم بچه بودین کلی تلاش میکردین تا کیلید برقو در حالت تعادل قرار بدین طوری که نه خاموش باشه نه روشن... یا فقط من این کارو میکردم؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:46
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف می کنم وقتی بچه بودم با پسر خالم رفتیم دندون مصنوعی های پدر بزرگم رو برداشتیم انداختیم تو خورش شام.
هیچی دیگه هنوز هم از خونه متواری هستم پسر خالم هم نتونست فرار کنه کشتنش.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 13:02
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ