یافتن پست: #بی

saman
saman
در CARLO
آه ای دل غمگین که به این روز فکندت ؟

فریاد که از یاد برفت آن همه پندت

ای مرغک سرگشته کدامین هوس آموز

بی بال و پرت دید و چنین بست به بندت ؟

ای آهوی تنهای گریزان پریشان

خون می چکد از حلقه ی پیچان کمندت

ای جام به هم ریخته صد بار نگفتم

با سنگدلان یار مشو می شکنندت

آه ای دل آزرده در این هستی کوتاه

آتش به سرم می رود از آه بلندت

جان در صدف شعر گهر کردی و گفتی

صاحبنظرانند ، پشیزی بخرندت

ارزان ترت از هیچ گرفتند و گذشتند

امروز ندانم که فروشند به چندت ؟

جان دادی و درسی به جهان یاد گرفتی

ارزان تر از این درس محبت ندهندت .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 16:37
+6
saman
saman
خاطره های لعنتی ! چرا ولم نمی کنین ؟
مث شناسنامه شدم که باطلم نمی کنین

یه دل پر از قصه دارم که بی خیال عالمه چشمای سردمو ببین

، مگه چیم از مرده کمه ؟

یه مهر باطل بزنین ، رو این شناسنامه برم برای این یه دونه مهر ،

یه عمره که منتظرم یه عمریه با زنده ها ، مرده گیمو سر می کنم

دارم نفس کشیدنو ، دروغی باور می کنم

من از صدای نفسام ، دیگه دارم خسته می شم

فقط یه پرونده بودم که تا ابد بسته می شم

خاطره های لعنتی ، ولم کنین دارم می رم شماها زندگی کنین ،

من دیگه باید بمیرم اگر کسی سراغمو از شماها گرفت،

بگین اون مث زنده ها نبود یه مرده بود فقط همین
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 16:04
+3
saman
saman
در CARLO
اینجا من هستم؛ ، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو
اینجا من هستم ؛تهی از زندگی و روزمرگی ، خالی تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام
اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی
من هستم و سازی مبهم
اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم
من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور
اینجا در شهری دور من مانده ام به انتظار هر لحظه که بیایی
در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ،
من هستم و سیمایی شکسته تر از همیشه
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو. . .
حتی كلمات هم دگر از نوشتن دردهایم عاجزند
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/12 - 15:23]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 15:12
+4
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
از اولشم هیچکس نبوده پشتم/نه رفیقام نه حتی خانوادم
همشون توی فکر ماشین و سواستفاده یا اینکه دنبال مایه پاین
فقط بلدن چاله بندازن درست همینجا زیر پای آدم/حتی خداام میگه درخت با تو بعدش فقط یه نمه سایه با من
همه میگن چرا سیگار میکشم/چون پر شده همش از بیزاری چشم
چون حتی از خودم یه رو خوشم ندیدم/1 مشت مار هفت خط فقط دورم خزیدن
که دوس دارن بپیچن دوره تنت/بشی خفه/شده شبت/سیاهتر از مشکی/بیزار از هر عشقی/آخرشم میمونه از تو بیمار فقط جسمی که شده سلامتیش قسطی...
Ashkan Zeon
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 14:26
+4
saman
saman
در CARLO
چقدر باهات حرف دارم و چقدر خرابم ، کاش با من بودی میدادی جوابم

تو که میدونستی واست چقدر خرابم ، چرا وقتی رفتی بهم ندادی جواب هم

سوالم اینه که آخه چرا تو رفتی ، داره تنم میلرزه میگی خوب وقتی

بهم نخوریم همین کافیه پس ، از وقتی نیستی تو ذهنم کلی قافیه هس

بگو چرا ؟ ها ؟ بخدا تا به من نزنی حرفی ، نمیرم ، تو چرا واقعا رفتی‌؟

لااقل بهم بگو دوستت نداشتم بگو از خدام بود که تو شب و روزت نباشم

اما تو میگفتی کمی دوسم داری ، اول جای عشق بود بعد شد داداش گاهی

یعنی‌ قصدت از اول این بود ، با من نمونی؟ حرف بزن، تو که اینقدر نامرد نبودی

به کی میگم وقتی اون نیست پیشم ، باشه، تو این امتحان هم بیست میشم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:54
+6
binam
binam
باید گذشت و فاصله را ایجاد کرد
شاید تا ببنی کمی دور شدم
خودت فریاد بزنی که
نــــــــــرو



بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:49
+4
saman
saman
در CARLO
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا.....

غم با همه بیگانگی

هر شب به من سر میزند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:41
+6
binam
binam
در CARLO
و باز داستان زیبای انتظار
شاید به دید همه انتظار تلخ باشد
اما به دید من زیباست
شیرین است
چرا که همین اندک درصدی که میدانم ممکن است بیایی
برای زنده ماندنم کافیست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:34
+4
saman
saman
در CARLO
به رشتیه می گن: تو رشت زن پاک و مومن و با خدا هست؟ می گه:اره هست ولی شبی 20000 تومن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:23
+4
binam
binam
آغوشت را تا میتوانی باز کن خدا
من با تمام خستگی ام باز رو به سوی تو آورده ام
دلت میگیرد میدانم
من همیشه خستگی هایم را برایت آورده ام



بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 13:09
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ