یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در این شب سرد بیدارم و بس دلتنگ توام درگیر قفس
با هر چه صدا با هر چه نفس فریاد از تو ای عشق
من از تو دل نمی کندم تو با من همسفر بودی
کنارت زندگی کردم تو از من بی خبر بودی
جز تو از تو ندیدم ای عشق خاموش یادت فراموش در شب سرد
خاموش ام و سرد با یاد تو من گفتم دل از این بیراهه بکن
نت خسته ام از آواره شدن فریاد از تو ای عشق
"پروانه-مانی رهنما"قبول کنه
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی واسه کسی همه کس شدی
اون کس بعد از تو خیلی بی [!]
...
یا برای کسی همه کس نشو

یا اگه شدی
به فکر بی کسی هاش هم باش
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری، ریگی، لبخندی
من چه سبزم امروز


( به یاد سهراب سپهری عزیز لایک کنید )
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صبح رفتم الکتریکی محلمون، گفتم زنگ خونمون خرابه! گفت: باشه میام درست میکنم هر چی منتظر موندم دیدم نیومد، زنگ زدم، بهم میگه: آقا من اومدم ولی هر چی زنگ زدم کسی درو وا نکرد که! ببین با كیا شدیم ٧٠ میلیون
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:06
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
!روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
.
.
.
پسمانده : پ نه پ رفته!!!

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید!!

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

مناجات : انواع و اقسام مونا

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

جنسیتی : شهر ارواح !

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش ... {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 17:20
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
(▒)(▒)◄!!!...دیدار های ما به بیماری لکنت دچار است...!!!►(▒)(▒)
(▒)
(▒)
(▒)(▒)◄روی ماه تو را خیلی خیلی دور بوسیدم؟!
(▒)(▒)◄نترس...
(▒)(▒)◄نه این کسوف واگیر...
(▒)(▒)◄و نه من ماه
(▒)(▒)◄و نه تو
(▒)(▒)◄هیچکدام صحت نداریم...!
███████████████████████████(▒)(▒)◄آ.ز.ا.د.ه.نیکویی
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:58
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
ای کاش
کور مادر زاد بودم!!!
آنگاه نه در عطش
رنگ لبانت میسوختم !
نه در آبی
بی کران چشمانت غرق میشدم!
ای کاش....
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
از یه جایی به بعد . . . مرض چک کردن موبایلت خوب میشه
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری ,

از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه ..

از یه جایی به بعد . . .وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری ..

از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت .

از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی ...

از یه جایی به بعد . .
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
شیـر و رفقـاش نشسته بودن و نوشیدنی میخوردن و خوش میگذروندن.....
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره
" گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!
" شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:
"توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:16
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یاد گذشته بخیر
این عکس گروه بود
با کاربرای فعالش
گذاشتم که ببینید
9 دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:13
+9
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ