یافتن پست: #بی

poria
poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:24
+1
reza
reza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:56
+3
reza
reza
@mah3a دستــــت را بیـــــــاور ....

مردانه و زنانه اش را بی خیـــــــال . . .

دســـــت بدهیم به رسم کودکــــــــــی ...

قرار اســــــت هــــوای هم را بی اجــــــــازه داشته باشیـــم ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:40
+2
mah3a
mah3a
دقت کردین همون آدمایی که میگن من عاشق بارونو قدم زدن زیر بارونم , وقتی بارون میاد یا از خونه نمیان بیرون یا اگرم بیان با چتر میان ؟؟ باید از دوست داشتن آدما ترسید ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:37
+5
reza
reza
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:33
+4
mah3a
mah3a
این دخترایی که با دوست پسرای دوستشون میرن بیرون و بعد از دو روز دل پسر رو میبرن
.
.
.
.
.

.
.
هیچی.
فقط خواستم بگم خیلی پستین.
از اعتماد دوستتون سو استفاده نکنین عوضیا!:-|
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:31
+5
mah3a
mah3a
بچه قنداقی که بودم دو تا خواهرام سرِ بغل کردن من دعواشون میشه باهم ، منو بین زمین و هوا ول می کنن با مخ میخورم زمین، زِرتم در میره!
الان خاطرات دوران زیر 5 سالگیم یادم نمیاد :))
عوارض دیگه شو نمیدونم ، الان فرندام میان میگن..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:27
+4
reza
reza
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:12
+3
reza
reza
بساط کرده ام


و تمام نداشته هایم را

ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ...

بی انصاف چانه نزن

ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ ...

به قیمت عمرم

تمام شده!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:09
+3
mah3a
mah3a
بیشتر کساییکه با طنز حرف میزنن هی میگن میخندن با احساس تر و غمگین ترن !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 16:29
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ