یافتن پست: #بی

ashkan
ashkan
۱) بیش از حد مهربان نباشید
نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:41
+4
-1
iraj
iraj
عزیزم برسونمت ؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:34
+4
شاهین
شاهین
اصغر فرهادی را رها کنید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ستاد پیش بینیه حوادس غیر مترقبه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:32
+5
zahra
zahra
فکر می‌کنم این بهترین و واقعی‌ترین توصیفی از واژه‌ی «دوست» است که تا کنون شنیده‌ام:

دوستان...... تو را دوست می‌دارند اما معشوق تو نیستند، مراقب تو هستند؛ اما از اقوام تو نیستند.
آن‌ها آماده‌اند تا در درد تو شریک شوند؛ اما از بستگان خونی تو نیستند.
آن‌ها ..... دوستان هستند!
... یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنشت می‌کند،
همانند مادر غم تو را می‌خورد،
مثل یک خواهر سر به سرت می‌گذارد،
مثل یک برادر ادای تو را در می‌آورد،
و آخر این‌که بیش‌تر از یک معشوق دوستت می‌دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:27 توسط Mobile
+4
سحر
سحر
دوست دارم هر شب خونمون مهمون بیاد ...
میدونی چرا ؟؟
آخه مادرم مجبور میشه شام درست کنه :))
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:25
+10
gha3m
gha3m
اشتباه نکن
نه زیباییِ تو
نه محبوبیتِ تو
مرا مجذوبِ خود نکرد
تنها آن هنگام که روحِ زخمیِِ مرا بوسیدی
من عاشقت شدم{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:23
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
بهلول و بهشت...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:19
+7
mah3a
mah3a
قانون طبیعت را با دعا نمیتوان تغییر داد
این علم است که بر همه چیز پیشتاز است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:17
+8
sasan pool
sasan pool
سلام دوستان بابا یک نفر به من بد بخت بیچاره بی چیز کمک کنه.یک آنتی ویروس که مجانی آپدیت بشه معرفی کنید من و نجات بدین با تشکر.{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:11
+2
امید
امید
به یاد دارم , مادر مادربزرگم را که شمشیر ملاقه اش در هوا می چرخید
و فرمان می داد تا قصر سنگی اجاق را
پشت به بادهای دیوانه بسازند !
او پادشاه بی چون و چرای قلمرویی بود که از شمال ُ جنوب
به دیگ سیاهی ختم میشد !
تنها پادشاهی که همه شب هایش را گرسنه می خوابید !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:11
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ