یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 20:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ب سلامتی پسری

ک رفیقشــــــــــ بهش گف اونوروببین

گفت:ن ب عشقــــــــــــم قول دادم چشم چرونی نکنم
.
.
.
.
.
.
.
.

رفیقش گفت:دهنتــــــــــــ سرویســـــــــــ

اون ورو ببین اون پسره کیهـــــــــــ با عشقتــــــ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 20:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند روز پیش رفته بودیم خونه ی خالم
.
.
.
.
.
.
خالم سوپ درست کرده بود ....
خیلی خوشمزه بود.
.
.
.
.
.
دیروز مامانم میخواست روی خالمو کم کنه،
سوپ با خامه شکلاتی درست کرد...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اینجا ، بیمارستان بقیه الله .. :|
دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 18:19
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرد باس وقتی عشقش از دستش ناراحت میشه و میره تو اتاق میشینه گریه میکنه،بره تو اتاق و بگه اشکاتو پاک کن سورپرایز واست دارم
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
بعد کمربند چرمی رو در بیاره(چرمی بودن به علت انعطاف پذیری و صدای زیبای کمربند به هنگام زدن) بزنه زنه رو سیاه وکبود کنه و بگه من از این لوس بازیا خوش نمیاد حالا بشین قشنگ زار بزن!!
خودمم انتظار نداشتم اینجوری تموم بشه!! ⊙⊙
3 دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 18:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 18:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻋﻄﺎﺭﯼ. ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ:1000 توﻣﻦ ﺯﺭﺩ ﭼﻮﺑﻪ ﺑﺪﻩ،1000 توﻣﻦ
ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ...
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮐﺸﯿﺪ ﺩﺍﺩ، ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺐ ﻋﺎﻗﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﺸﻪ؟؟؟
ﻣﻦ :|
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ :|
ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺳﮑﻨﺠﺒﯿﻦ :))))
دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 18:05
+5
milad ahmadi
milad ahmadi
هر شب به ذهن خسته من میکنی خطور

 

بانـــــــــــــو، شبیه خودت؛ ساده - پر غرور

من خواب دیده ام که شبی با ستاره ها

 

از کوچـــــــه های شهر دلم میکنی عبور

یا خواب من مثال معجزه تعبیر میشود

 

یا اینکه آرزوی تو را میبرم به گــــــــــور

بی تو، خراب، گنگ، زمینگیر میشوم

 

مانند شعرهای خودم؛ شکل بوف کور

کِی میشود میان کوچه... نه، صبر کن، نیا

 

میترسم از حسادت این چشـم های شور

تقدیر من طلسم تو بود و عذاب و شعر

 

از چشــــم های شرجیت اما بلا یه دور
دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 17:52
+6
milad ahmadi
milad ahmadi
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم


تو چیستی که من از موج هر تبسم تو


بسان قایق سرگشته روی کردابم


تو در کدام سحر بر کدام اسب سپید

دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 17:46
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥




مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغ هایش گذاشت
عقاب که بزرگ تر شد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به جوجه مرغ ها تجاوز جنسی کرد و کمی بعد مادر جوجه ها را خورد و پدرشان را با مواد آشنا کرد
سپس پر کشید و به آسمان رفت
و از آن بالا رید به صورت مرد و به داستان آموزنده ما بی شرف :/




دیدگاه  •   •   •  1393/06/3 - 16:15
+5
Mohammad
Mohammad
دیدگاه  •   •   •  1393/06/2 - 21:26
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ